چه کسی می‌تواند از شورای نگهبان تاییده بگیرد که صلاحیت در معرض انتخاب قرار گرفتن برای ریاست جمهور دارد؟ این پرسش، با استراتژی لشکرکشی سازمانی برای نامزدی و علی الخصوص با ثبت نام هاشمی و مشائی، پر رنگ‌تر شده است. این دو، که شاید دیگر آن‌چنان رو در رو نباشند و ننمایند، مقیاسی برای سنجش تصمیم شورای نگهبان است که هر چه حکم کند قانون است و باید پذیرایش بود.
و این‌که رئیس مصلحت، به حکم رهبری منصوب است، معنای صلاحیت برای نامزدی ریاست جمهور نمی‌دهد. و شاید رئیس مصلحت «به مصلحت» در این جایگاه نشسته است. چنان که مردود ِ شورای نگهبان شدن برای ریاست ِ جمهور، به معنای صلاحیت نداشتن شخص برای تصدی سایر دستگاه‌ها نیست. و متاسفانه این مسأله‌ای‌ست که آنچنان که باید به آن پرداخته نمی‌شود و رد انحراف مهم‌تر از رد فتنه تلقی می‌شود. و حال که در این دوره، تشخیص صلاحیت به شیوه‌ی نظارت استشمامی‌ست و بویی از انحراف و فتنه می‌تواند منجر به رد صلاحیت شود، باید پرسید که بوی فتنه از خاندان هاشمی و انصار او تا چه حد بلند است و از رسانه‌های بصیرت‌پراکن که اشتغال ِ وزن‌دهی به انحراف را پیشه‌ی خود کرده‌اند باید پرسید که چرا بر آتش ِ رد صلاحیت ِ آن‌که با جان و مال و ناموس و قلم و زبان خود در فتنه‌ی هشتاد و هشت دخیل بوده است نمی‌دمند؟
با ورود جلیلی، که هم نخواست در پازل مقلدان سیاست بازی کند و هم نخواست در تقابل با هاشمی و مشائی، خود را بشناساند، دور جدیدی از آزمون الهی از مردم ایران آغاز شده است. بازی پیچیده‌تری که می‌تواند با هوش سیاسی اصولگرایان، مایه‌ی آرامش و عزتی برای جمهوری اسلامی شود. جلیلی «نماینده‌ی انقلاب» در قاموس ِ شورای عالی امنیت است. کسی که میرحسین و کروبی به حکم او در حبس خانگی‌اند، تا آب به آسیاب دشمن ِ انقلاب ریخته نشود. او آمده است تا «نماینده‌ی جمهور» باشد تا فتنه‌ی برخواسته بر علیه انقلاب، نتواند با بی‌بصیرتی ِ دمندگان بر «تقلیدگرایی سیاسی»، دو باره بر خیمه‌ی انقلاب بشورد. که اگر کار به دست «مقلدان سیاسی» بیفتد، اگر چه حرف‌ها و روش‌های انقلابی خواهد ماند، اما وحدت، که نه یک شعار، که یک راهبرد واقعی و منطقی‌ست، شکننده‌تر از دوره‌ی فعلی خواهد بود که به اشتباه، انرژی بصیرت‌پراکنان و مهندسان، صرف دعواهای کودکانه شود.
پی‌نوشت یک: احمدی‌نژاد بی‌روتوش، عنوان سایت و جزوه‌ای‌ست که به تازگی منتشر شده است و سعی کرده است تا به مسأله‌ای که عنوان «جریان انحرافی» به خود گرفته است به صورت جزئی و مستند پاسخ دهد. برای مشاهده‌ی سایت، این‌جا کلیک کنید. برای دریافت متن کامل جزوه این‌جا کلیک کنید.
پی‌نوشت دو: ایضا این‌جا را نیز بخواند.

میثم رمضانعلی  |  ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲  |  سیاست  |   6 نظر


بازدید و مخاطب می‌آورد، اما چه چیزی کسب می‌شود؟ ثبت نام از نامزدهای ریاست جمهوری، همراه می‌شود با حاشیه‌هایی که گاه با انعکاس گسترده‌ای توسط صدا و سیما و خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری همراه می‌شود و بر وزن این حاشیه‌ها می‌افزاید.

این وزن‌دهی، چه حاصلی برای ما دارد جز این‌که منجر به وهن نظام می‌شود؟ و یا بهانه‌ای می‌شود برای برخی که ثبت نام نامزدی ریاست جمهوری را بچسبانند به طرح اصلاح قانون انتخابات که نامزد احتمالی باید در آن از ۲۰۰ نماینده مجلس و ۲۵ عضو خبرگان ادوار گدایی امضا کند تا مجوز ثبت نام را داشته باشد. بعدتر تازه وقت آن است که شورای نگهبان صلاحیت شخص را بررسی کند و اگر بخواهد شخص را رد صلاحیت کند، معلوم نمی‌شود آن ۲۰۰ نماینده‌ی مجلس و ۲۵ خبره چه می‌شوند این وسط. و حتی اگر تایید شود، با این گدایی امضا، دیگر چه استقلالی و شأنی برای شخص باقی می‌‌ماند و قس علی هذا.

نمونه‌ها:

نظر شما درباره ثبت نام این افراد چیست؟

کاندیداتوری با هدف شاد کردن دخترها و پسرها

حاشیه‌های روز اول/ ثبت نام یک کاندیدا با دمپایی!

میثم رمضانعلی  |  ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲  |  سیاست  |   5 نظر


بلبشوی ِ نامزدبازیِ انتخابات، که حکایت از «امر ِ واقع» دارد، برخواسته و حاصل ِ زحمات ِ بخش‌های متعددی در نظام است که خواسته‌ی حُسن ِ نتیجه، دایره‌ی آزادی عمل‌شان را در روش‌های اجرای «عملیات روانی» به خصوص در رسانه‌ها، در چند سال گذشته، بدل به مضحکه‌ای برای توهین و «برچسب‌زنی» کرده‌ است. آب گل‌آلود ِ سیاست ِ پس از خفه‌کردن فتنه، سیاست را به صحنه‌ی بي‌اخلاقی و تئاتری که «موج‌سازی» را بدل از «جریان‌سازی» فهم کرده و به نمایش می‌گذارد، جز این بلبشو را خلق نمی‌کرد.

«امر واقع»، چه مُنتَج از تلاش‌های از جنس ِ «مهندسی معقول و منطقی» و چه از جنس لفاظی‌های تئوری‌نما در قالب «اسلام ِ ایرانی» و چه بر بستر «ای استکبار! ما صلح‌طلب هستیم» همه و همه، وضعیت را چنان آشفته کرده است که «تئوری بوئیدن» به نهادهای قانونی پیشنهاد می‌شود و بهانه‌ی نقد «مفهوم» ِ تکنوکراسی، کسانی را بیل به دست می‌کند که با شخم زدن ِ شخصیت ِ «مصداق» ِ خویش‌یافته، راه برای پزشک ِ پروفسورشده باز کنند و ترس از ورود سعید جلیلی برای جبهه‌ی حزب‌واره، تعبیر به «فتنه انشقاق در پایداری کلید خورد» می‌شود، تا کلید به دست کسانی بدهد که سرمایه‌ي گفتمانی و معرفت‌شناختی موسسه‌ای را خرج ِ سیاست‌ورزی قبیله‌ای کنند. هر چند این قبیله، برای ما مقدس‌ترینِ قبیله‌ها باشد.

«امر واقع»، پیش‌ساخته‌ای دارد که می‌شد نمودها و نمادهایی از آن را در انتخابات مجلس پیشین دید. «تئوری بوییدن» نیز از همان سرچشمه‌ای آب می‌خورد که تئوری «۹۰۰ میلیارد تومان، ۱۵۰ کرسی مجلس» آب خورده است. و تنها پشت ِ گوش‌مخمل‌ها هستند که باور می‌کنند برای رئیس جمهور شدن، لازم نیست پولی خرج کرد و هر کس از پول‌های شخصی خودش و یا حمایت‌کننده‌های بی‌توقع برای تبلیغات بهره می‌برد.

برای همین، ترس ِ از آمدن تنها نامزدی که ظرفیت موج‌سازی دارد، اعلام کاندیداتوری ِ انحراف‌یاب ِ پس از کسب درجه‌ی فتنه‌یابی را در پی دارد تا او، تنها به عنوان وسیله‌ای برای فشار به همان قبیله‌ی مقدس فعال شود و تلاشش در نوشته‌ای در سایتی که انگار از دفتر موسسه‌ای مقدس به روز می‌شود، تعبیر به «فتنه انشقاق در پایداری» شود. و سیاست، نه علم ِ تدبیر، که بازی ِ سیاسی برای قبیله‌گرایانی می‌شود که از اصول‌گرایی که با آبادگران جوان و اعتبار گروهی بر گرد ِ مهدی چمران آغاز شد و با احمدی‌نژاد تشخص یافت، برای خود لباس بدوزند و هر راستی و بدتر از آن، هرکسی که از عنوان اصلاح‌طلبی می‌هراسد، خود را اصول‌گرا عنوان بگذارد. آن هم وقتی که خود، در هشتاد و هشت، رو به روی همین اصولگرایی ایستاده بود؛ چه با پیش‌وندهای دکتر و خلبان و غیره و چه با پرستیژ ِ پالتوپوشی و متفکر بودن. حال هم با عبارات ِ پُزشده‌ی «اگر با کسی اشتراکات گفتمانی داشته باشیم ائتلاف می‌کنیم» برای انتخابات ِ نود و دو آمده‌اند؛ از جنسی غیر از اصل ِ «مردی از جنس مردم».

آمدن هر کس که بتواند مایه‌ی حضور ِ مردم شود، خوب است. این هر کس، جز آن‌ها که ممکن است مثل داماد لرستان و پسر آذربایجان، اگر مردم‌خواه نشدند، جرزنی کنند، شامل بسیاری می‌شود. و آمدن مثلا سعید جلیلی و مهدی چمران و غلامحسین الهام و خیلی‌های دیگری و دگر، نه باید برای کسی تهدید تلقی بشود و نه ترس در پی داشته باشد. جایی خواندم که مهدی چمران چیزی با این مضمون گفته بود که با این وضع کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری، من هم می‌آیم. این همه آمدن بد نیست؛ فقط در این همهمه، شاخص‌های انقلاب ِ اسلامی ِ مردم، مهم‌تر است از مصداق‌ها.

پی‌نوشت: در باره‌ی تقلیدگرایی در انتخاب نامزد ریاست‌جمهوری که توسط همان قبیله‌ی مقدس تبلیغ می‌شود نیز اگر فرصت کنم باید چیزی بنویسم.

میثم رمضانعلی  |  ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۲  |  سیاست  |   3 نظر