به نقل از خبرگزاري فارس:

خبرگزاري فارس: يك دانش‌آموخته مدرسه عالي شهيد مطهري با بيان اينكه تغيير نام مدرسه عالي شهيد مطهري به دانشگاه بدون كار كارشناسي انجام شد، از شوراي عالي انقلاب فرهنگي خواست تا اين مصوبه را مورد بازنگري قرار دهد.

ميثم رمضانعلي فارغ‌التحصيل مقطع كارشناسي رشته فقه و حقوق مدرسه عالي شهيد مطهري در گفتگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، در خصوص مصوبه شورايعالي انقلاب فرهنگي مبني بر تبديل مدرسه عالي شهيد مطهري به دانشگاه با بيان اينكه اين مصوبه داراي دو نكته است، اظهار داشت: نكته اول بحث وحدت و حوزه و دانشگاه و نكته دوم نيز وضعيت فعلي اين مدرسه به شمار مي‌رود.

وي يادآور شد: در جلسه شورايعالي انقلاب فرهنگي كه مربوط به بررسي تبديل مدرسه عالي شهيد مطهري به دانشگاه بود، آقاي امامي كاشاني اين شخصيت فاخر حضور داشت و به خاطر توجيهات ايشان و درخواستشان مبني بر تبديل مدرسه عالي به دانشگاه اين مصوبه توسط شورا به تصويب رسيد.

رمضانعلي با اشاره به اينكه آيت‌الله امامي كاشاني دليل اين تغيير را جذب بيشتر و بهتر افراد عنوان كرده بود، تصريح كرد:‌ آقاي امامي كاشاني در آن جلسه اعلام كردند كه به دليل وجود نام مدرسه افراد جذب نمي‌شوند و اگر مدرسه دانشگاه شود موقعيت بهتري براي جذب افراد خواهيم داشت.

اين دانش‌طلب سابق مدرسه عالي شهيد مطهري ادامه داد: اعضاي شورايعالي انقلاب فرهنگي با راي جدي تبديل مدرسه را به تصويب رساندند اما متاسفانه قبل از اين تصويب هيچ كار كارشناسي براي بررسي ابعاد اين مصوبه از سوي شورايعالي انقلاب فرهنگي صورت نگرفت.

وي با ابراز انتقاد از به تصويب رساندن اين مسئله توسط شورايعالي انقلاب فرهنگي، تبديل مدرسه عالي شهيد مطهري به دانشگاه را به دور از چشم بعضي از مسئولان اين مدرسه عنوان كرد و گفت:‌ به طور مثال آقاي بهرامي معاون امور طلاب آقاي امامي كاشاني در جريان اين تبديل نبوده و از اخبار منتشره متوجه اين مسئله شدند.

رمضانعلي در ادامه با بيان اينكه دو طيف در مدرسه عالي شهيد مطهري وجود دارد، اظهار داشت: طيف اول شامل معاون آموزشي و پژوهشي مدرسه و همچنين با همراهي تعدادي از مدرسان است كه انتقادهايي نيز نسبت به مديريت آنها در مدرسه وجود دارد.

اين دانشجو ادامه داد: طيف ديگري شامل معاون امور طلاب مدرسه و تا حد زيادي آقاي امامي كاشاني و طيف زيادي از طلبه‌ها كه فضاي دانشگاهي و طلبگي را با هم مي‌خواهند، وجود دارد.

وي تصريح كرد: طيف اول هدفش اين بوده است كه اين مدرسه به دانشگاه تبديل شده و وضعيت مديريتي آنها بهتر شود و آنها بهترين راه براي به دست آوردن يك دانشگاه را با تبديل مدرسه به دانشگاه طي كردند و در واقع با اين تبديل توليت دخل كمتري در امور مدرسه خواهد داشت.

رمضانعلي يادآور شد: چهارشنبه هفته گذشته آقاي امامي كاشاني با حضور در جمع دانشجويان اعلام كردند كه بنده به عنوان توليت در مدرسه حاضر خواهم بود و فضاي موجود تبديل به كلاس درس شده و ساختمان آموزشي جديدي ساخته مي‌شود كه با اين گفته‌ها عملا تأسيس جديد رقم خواهد خورد.

وي با بيان اينكه مدرسه عالي شهيد مطهري وحدت حوزه و دانشگاهرا محقق مي‌كند، خاطرنشان كرد كه بهتر است وضعيت اين مدرسه تغيير نكرده و تحت تاثير قرار نگيرد.

اين دانشجو با ابراز انتقاد مجدد نسبت به مصوبه شورايعالي انقلاب فرهنگي بدون انجام كار كارشناسي، گفت: معمولا مصوبه‌هاي اين شورا با انجام ۴ يا ۵ ماه كار كارشناسي به تصويب مي‌رسد، اما اكنون اين مصوبه بدون كوچكترين كار كارشناسي به تصويب رسيد.

رمضانعلي خواستار لغو مصوبه تبديل مدرسه عالي شهيد مطهري به دانشگاه از سوي شورايعالي انقلاب فرهنگ شد.

وي همچنين از رسانه‌ها خواست تا با انتشار نظر مقام معظم رهبري نسبت به اين اين مدرسه و دلايل اصلي مخالفت دانش‌طلبه‌ها با تبديل مدرسه به دانشگاه، افرادي كه دغدغه انقلاب داشته و دلسوز هستند را آگاه كنند.
انتهاي پيام/ع

میثم رمضانعلی  |  ۳۱ فروردین ۱۳۸۹  |  انقلاب، حوزه و دانشگاه، سیاست  |   بدون نظر


سی و یک سال از انقلاب می گذرد و آرمان «وحدت حوزه و دانشگاه» به تفکیک آنها از یکدیگر ارتقاء می‌یابد و صدای ارتقاء آن گوش خبرهای صدا و سیما را کر می‌کند. رسانه‌اي ملي‌اي كه هنوز هيچ خبري از حرف‌هاي مخالفان را پخش نكرده است و از روال كار نيز بر مي‌آيد كه پخش نيز نخواهد كرد؛ متاسفانه!

***

مدرسه‌ي عالي شهيد مطهري چيست؟

مدرسه عالی شهید مطهری قبل از انقلاب به نام مدرسه  معقول و منقول سپهسالار شناخته می‌شد. بعد از انقلاب اسلامی، آن حادثه تغییر دهنده اوضاع جهان، شهید مطهری(ره) مدرسه عالی شهید مطهری را برای «تحقق شعار وحدت حوزه و دانشگاه» برگزید. و فردی که امروز نائب التولیه مدرسه عالی شهید مطهری می‌باشد، یعنی آيت الله امامي کاشانی را شهید مطهری به امام پیشنهاد کردند.

پس از آن امام راحل نام مدرسه عالی را شهید مطهری نامیدند و مدرسه عالی از امام خمینی دستور یافت تا مطهری­ها یا حداقل یک مطهری از آن بیرون بیاید. و پس از آن بزرگوار، مدرسه عالی از رهبر معظم انقلاب دستور یافت تا نه در تراز حوزه باشد و نه در تراز دانشگاه، یک چیز دیگری باشد که دانشطلبان آن «تبیین حکیمانه دین کنند و برای مصداق «بالحکمه و الموعظه الحسنه» بسیار بسیار مفید باشند» و پس از آن این دو سخن، نقشه‌ي راه مدرسه عالی شهید مطهری گشت.

***

تصويبِ تغيير، در كم‌ترين زمانِ ممكن! سالِ كارِ مضاعف مبارك باد!

سه شنبه هفته گذشته، شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه­ای داشت که طلاب و دانشجویان مدرسه عالی و مدرسین حوزه و دانشگاه را شگفت زده و متعجب کرد. روال اين‌چنين است كه مصوباتی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی، به خصوص در مورد مراکز علمی و دانشگاهی بررسی می‌شود، حداقل چهار  پنج ماهی در صف مصوبات می‌ماند و پس از آن، تا زمان تحلیل و بررسی آن، رقم ماه­های گذشته از آن، باز هم اضافه می‌شود. اما طرح تغییر نام مدرسه عالی شهید مطهری ۲۱ بهمن ماه سال ۸۸ تنظیم و تقدیم آقاي محمود احمدي‌نژاد، به عنوان رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌شود. تنظیم این طرح تا حدی مخفیانه انجام می‌گیرد که معاون آيت الله امامي كاشاني، حجت الاسلام دکتر بهرامی، از اعضاي خبرگان رهبری، نیز از این ماجرا تا زمان اعلام آن از اخبار سیما اطلاعی نداشتند و همراه با بقیه طلاب و دانشجويان این خبر را دریافت می­کنند. این طرح، فروردین ماه به دست شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌رسد و در سه شنبه پایانی فروردین ماه تصویب می‌شود. اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، بدون تحلیل و بررسی دقیق و بدون شناخت جایگاه و اهداف و منشور مدرسه عالی به این مصوبه رای مثبت می‌دهند. رايي كه موجبات اين نقدها و اعتراض‌ها را به وجود مي‌آورد. در این روزها که فریاد دانشطلبانِ حال و گذشته‌ي مدرسه عالی بلند شده است، اعضای شورا یک به یک ناگفته­های جلسه را و مخالفت‌های‌شان را بیان می‌کنند. اين‌چنين است كه دكتر كچويان و آقاي كبگانيان در دو مصاحبه‌ي جداگانه به نقد اين مصوبه پرداختند و برخي از اعضاي موثر شورا نيز از عدم اطلاع‌شان از نتيجه‌ي كارشناسي‌ها مي‌گويند.

***

چرا مدرسه‌ي عالي شهيد مطهري، هميشه در حاشيه بوده است؟

اما این سوال برای همه‌ي آن­هایی که نام مدرسه عالی را نشنیده‌اند و یا چندان نمی‌شناختند، به وجود می­آید که این مجموعه، تحقق‌بخش وحدت حوزه و دانشگاه، تاکنون کجا بوده است و چرا این قدر در حاشیه است؟ این مصوبه با عجله و غیر کارشناسی، بهانه خوبی­ست تا جواب این سوال نیز به اذهان جامعه داده شود و گفته شود مدیریتی که در طول این سال­ها بر مجموعه حاکم بوده است چگونه با کوته‌نظری‌ها و سوءتدبیرها، این مجموعه را که باید «آرمان وحدت حوزه ودانشگاه» را عملی می‌کرد و به گفتار رهبری «انشاءالله الگویی می‌شد تا در کنار حوزه‌ها تاسیس شود» را، به مکانی خنثی و کم ثمر نسبت به ظرفیتی که داشت و دارد برای انقلاب تبدیل كرده است و اکنون با این عمل، قصد دارد اساس آن را از بین برده و دانشگاه شهید مطهری را تاسیس کنند. دانشگاهي را كه بنا به گفته‌ي نايب التوليه‌ي مدرسه‌ي عالي، آيت الله امامي كاشاني، در مكاني غير از مكان فعلي مستقر خواهد شد و مديريت آن با ايشان نخواهد بود و دانشگاهي كه به گفته‌ي معاون آموزشي مدرسه‌ي عالي، آقاي موسوي، “ساختار تشكيلاتي جديدي به عنوان دانشگاه شهيد مطهري تدوين خواهد شد تا پس از طي مراحل قانوني و اداري به مرحله اجرا گذاشته شود.” و اين يعني پايانِ ماجرا!

***

پرسش از اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي

مصاحبه‌ها و مطالب منتشر شده از دانش‌آموختگان مدرسه‌ي عالي شهيد مطهري، اظهارات معاون امور طلاب مدرسه، نامه‌ي جمعي از طلاب و فضلاي حوزه علميه قم به آيت الله امامي كاشاني، صحبت‌هاي برخي از اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در راستاي مخالفت با اين مصوبه و شرايط و قرائن حاكي از اين است كه بسياري هستند كه خواستار لغو آن هستند. لغو آن و توضيحِ شوراي عالي انقلاب فرهنگي نسبت به اين‌كه چرا مصوبه‌اي را داشته‌ است كه وقتي براي كارشناسي آن نگذاشته است. توضيحِ اين‌كه چرا اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، في المجلس به اين تغيير رضايت داشته‌اند و زماني را براي كارشناسي آن مطالبه نكرده‌اند؟ پرسشِ اين مطلب كه آيا اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، رهنمون‌هاي صريح و روشن مقام معظم رهبري را در مورد مدرسه‌ي عالي شهيد مطهري مطالعه كرده‌اند و سپس به تصويب چنين امري دست زده‌اند؟

***

دلايل مخالفين چيست؟

صحبت‌هاي صريح و روشن رهبري در ديدار با مسئولين مدرسه‌ي عالي و كلماتِ نوراني امام خميني، همه حاكي از اين است كه انتظارِ از مدرسه‌ي عالي به عنوان نهادي در راستاي تحقق آرمان وحدت حوزه و دانشگاه، در ذيل همين نام محقق مي‌شود. تاكيد و اصرار مخالفين براي باقي‌ماند در ذيل عنوان «مدرسه عالي»، از اين باب است كه هويت مدرسه‌ي عالي در دراز مدت خدشه‌دار نشود و بتواند در محيطي حوزوي ـ دانش‌گاهي به پرورش روحانيوني نه در تراز حوزه بپردازد. عقل و منطق نيز مؤيد اين مطلب است كه تاكيدات مقام معظم رهبري، مي‌تواند با مديريت صحيح، به باليده شدن دانش‌پژوهان اين مركز آموزشي انجاميده و به فرموده‌ي امام امت، مطهري‌ها و يا يك مطهري از اين مجموعه سربلند بيرون بيايد.

***

توضيح يك شبهه

تمامي مسائلِ پيش‌گفت، مسائلي جدي‌ست كه جامعه‌ي فرهنگي و بالاخص شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد پاسخ‌گوي آن باشند. اما مسئله‌اي كه در اين روزها در حال رواج يافتن است، شايعه‌هاي و حرف‌هاي خاصي‌ست كه گاه به عنوان نظرات رهبري پيرامون اين مصوبه توسط مديران فعالي مدرسه‌ي عالي بيان مي‌شود. بيان مي‌شود كه رهبري مخالف نيستند، رهبري موافق هستند و اين موارد را در قالب عبارات مختلفي نشر مي‌دهند.

پيدا كردن و بررسي نظرِ فعالي رهبري در مورد اين مصوبه، كارِ مشكلي‌ست. به صرف بيانِ اين مطلب از جانب برخي از اعضاي بيت، و خط‌دهيِ برخي از اشخاص، نمي‌توان مطمئن گشت كه نظرات رهبري در مورد اين مسئله چيست. كما اين‌كه روال و مَنِشِ رهبري در اين اتفاقات، بيان سريع نظرشان نبوده و نخواهد بود. بلكه ايشان هميشه سعي كرده‌اند تا بگذارند روالِ معمولِ كارها و مسير رسمي اتفاقات طي شود و در مواقعي كه گره و مشكلي ايجاد مي‌شود، به تسهيل امور بپردازند.

تا كنون نيز كساني كه به پيگيري اين مطلب پرداخته‌اند، همين‌گونه انديشيده‌اند و بنا را بر رهمنودهاي پيشين رهبري كه بعيد به نظر مي‌رسد تغيير كرده باشد، گذاشته‌اند.

***

چه بايد كرد؟

مخالفين اين تغيير، در حال پيگيري كار از روند رسمي خود هستند. به اين نحو كه با ارتباط‌گيري با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، به بيان استدلال‌هاي‌شان براي مخالفت پرداخته و از ايشان بخواهند تا به لغو مصوبه دست زنند. اين به اين معني‌ست كه اعضاي اين شورا و در رأسِ آن‌ها، رئيسِ شورا، آقاي احمدي‌نژاد مسئول هستند تا در اولين جلسه‌ي شورا، به بحث و بررسي نظرات مخالفان بپردازند و دور از فشارها و جوسازي‌ها، به بررسي عقلاني و منطقي مصوبه‌‌ي پيشين خود دست زنند. اين‌گونه است كه مي‌توان پذيرفت كه اعضاي شورا، به سخن مخالفان گوش داده و نتيجه‌ي كار را به كارشناسي گذاشته‌اند.

میثم رمضانعلی  |    |  حوزه و دانشگاه، سیاست  |   بدون نظر


وحدت حوزه و دانش‌گاه، جزء مهم‌ترين مسائلِ انقلاب و كشور است و آن را در دو محورِ “هم‌كاري و رابطه‌ي متقابل حوزه و دانش‌گاه” و “وحدت در هدف” مي‌توان معنا كرد.

مبدع و نظريه‌ پرداز اين وحدت، امام خميني بوده‌اند كه پرچم‌دار و آغازگرِ مسيري بوده‌اند تا در پرتويِ آن، تمدنِ اسلامي ايراني نويني بنيان‌ گذارده شود.

برداشت‌هاي غلطي كه در مورد اين نظريه مي‌شود، اين است كه تخصص‌هاي هر يك از اين دو نهاد، در ديگري دنبال شود. چونان‌كه انتظار داشته‌ باشيم تخصص‌هاي دانش‌گاهي در حوزه دنبال شود و برنامه‌هاي حوزه در دانش‌گاه اجرا شود و اين صحيح نيست چرا كه هر يك از اين دو نهادِ آموزشي از روش‌ها و مقاصد خاصِ خود برخوردار هستند و تداخل اين دو در يكديگر به صلاح نيست.

آن‌چه كه از اين وحدت نتيجه خواهد شد نيز اسلامي شدن دانش‌گاه است و به روز شدنِ حوزه‌ علميه. و اين دو نهاد در اين وضعيت است كه از برخي آفات اختلاف، دوري مي‌گزينند. نتيجه‌ي اين اختلافات باعث مشكلاتي هم‌چون: راه نيافتن علوم جديد به حوزه، رويگرداني علماي حوزه از دانشگاه و دانشگاه از علماي حوزه، صاحبِ دانش‌گاه شدنِ افراد ناصالح، معارضه‌ و اصطكاك دانش‌گاه با دانش‌جو و استاد متدين و غيره است.

در راستاي رسيدن به اين اهداف، و در آغاز انقلاب، نهادهاي آموزشي‌اي به ظهور رسيدند كه اين وحدت را در عمل به ثمره بنشينند و و شايد اولين ماموريت براي آغاز اين نگاه را، حضرتِ روح الله، به پيش‌نهادِ شهيد مطهري، به آيت الله امامي كاشاني و در بسترِ مدرسه‌ي عالي سپهسالار داده‌اند.(نامِ قديم مدرسه‌ي عالي شهيد مطهري، مدرسه‌ي عالي سپهسالار بوده است.)

انتظارات و نحوه‌ي تحليلِ رهبري از وظايف اين مدرسه و مراكزِ ديگري كه سعي در شكل‌دهيِ مركزِ آموزشيِ نمادِ وحدت حوزه و دانش‌گاه، داشته‌اند در رهنمون‌هاي ايشان قابل دست‌يابي‌ست. ايشان پيرامون وحدت حوزه و دانش‌گاه سه سخن‌رانيِ خاص داشته‌اند كه در تاريخ‌هاي ۲۹/۹/۶۸، ۲۸/۹/۶۹، ۲۴/۹/۷۲ ايراد شده است. اين سه سخن‌راني در سايت‌ِ خامنه‌اي.‌آي‌آر در دست‌رسِ عموم قرار گرفته است.

رهبري اما پيرامون وحدت حوزه و دانش‌گاه، سخن‌رانيِ‌ديگري نيز داشته‌اند كه از لحاظِ درجه‌ي اهميت نه تنها از آن سه سخن‌راني كم‌تر نيست كه در بعضي از موارد، از آن سه سخن‌راني مهم‌تر، كاربردي‌تر و عملياتي‌تر است. سخن‌راني‌اي كه در جمع مسئولين مدرسه‌ي عالي شهيد مطهري ايراد شده‌ است و در فصل‌نامه‌ي رهنمون، نشريه‌ي مدرسه‌ي عالي شهيد مطهري، شماره‌ي چهار و پنج منتشر شده است.

رهبري در اين سخن‌راني، به تبيين وظيفه‌ي مسئولين مدرسه‌ي عالي پرداخته‌اند و فرموده‌اند كه مدرسه‌ي عالي “محلي است كه بايد روحانيوني تربيت كند كه براي گسترش فكر متعالي اسلامي و همان تبيين «بالحكمه و الموعظه الحسنه» بسيار بسيار مفيد باشند. و تبيين حكيمانه دين و نه تبيين عاميانه دين كنند.”

مدرسه‌ي عالي را جايي براي تربيت روحانيوني اما نه با تراز حوزه دانسته‌اند:

“علي القاعده، نمي‌خواهيم روحانيِ تراز حوزه بسازيم. به خاطر اين‌كه در حوزه نظر اصلي، بلاشك، بر فقاهت است. پس اين مدرسه، حوزه نيست و ما نمي‌خواهيم در اينجا فقيه، به معناي حوزه تربيت كنيم؛ و الا جايش حوزه بود و همان درس‌ها، كتاب و شيوه كار بايد در اينجا به دنبال مي‌شد.”

و مدرسه‌ي عالي را نيز جايي براي پرورش عالماني با ترازِ دانش‌گاه نيز ندانسته‌اند:

“بلا شك، ترازِ دانشگاه هم در اينجا مورد نظر ما نيست، چرا كه اگر اين چنين بود، لازم نبود درس مكاسب و كفايه تدريس شود و شما آقايان علما، فقيهِ وارد و صاحب نظر را براي تدريس شرح منظومه سبزواري و يا شواهدالربوبيه به اين جا بياوريد. اين درس‌ها كه بحث‌هاي ترازِ دانشگاه نيست.”

***

ـ حال، وضعيتي كه در آن گرفتار آمده‌ايم، با آن‌چه كه بايد باشد، متفاوت است. مدرسه‌ي عالي شهيد مطهري براي نشان‌دادنِ عمليِ وحدت حوزه و دانش‌گاه تاسيس شده است و حضرات ِ مسئولين ِ امر از اين نكته غافل شده‌اند و به ذبحِ اين مدرسه، كه در پرتويِ بي‌لياقتي مسئولين‌ش به وضعيتي اسف‌ناك دچار شده است، پرداخته‌اند. مسئوليني كه شرح ِ حال‌شان در اداره‌ي مدرسه، زبان‌زد ِ طلاب و دانش‌جويان ِ مدرسه‌ي عالي‌ست و خموده‌گي و افسرده‌گي ِ فضاي مدرسه‌ را در پي داشته است. فشارهاي‌ بي‌حساب و كتاب‌شان در دهه‌ي اخير بر دانش‌جوها، تبعيضات شديدي كه ميان ِ‌ واحدهاي زاهدان، يزد،‌ مشهد و تهران وجود دارد، همه و همه به سوق دادن ِ دانش‌پژوهان به رخوت و سستي انجاميده است.

ـ بنده از سياست‌هاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي بي‌زارم. از وضعيت ِ فعاليت‌هاي ِ آن شورا شاكي‌ام. به عنوان يك طلبه و به عنوان يك دانش‌جو از مصوبه‌ي اخير ِ شورا ناراضي‌ام و بر اين عدم رضايت، دليل‌هاي متعددي‌ دارم. ظاهر امر و خبرهاي ِ غير رسمي‌اي هم كه دارم حاكي از اين است كه اين دستور به شيوه‌ي خاصي در دستوركار قرار گرفته است. حاشا به غيرت ِ اعضاي ِ شوراي انقلاب فرهنگي كه در اوج نشسته‌اند و دور از فضاي فرهنگي و فضاي انقلابي ِ جامعه، به استحاله‌ي شاخصه‌هاي انقلاب و نتايج ِ بر رسيده از انقلاب مي‌پردازند. دور باد از نظام، اعضايي كه بي‌هيچ كارشناسي‌اي به تصويب ِ مصوبه‌اي دست زده‌اند كه آغازگر ِ مسيري براي افتراق ِ جدي ميان حوزه و دانش‌گاه خواهد بود. اين حقّ جامعه‌ي حوزوي و دانش‌گاهي‌ست كه پيش از تصويب چنين مصوبه‌اي، نظرات‌شان گرفته شود و نظرات‌شان به ارزيابي گذارده شود. كار مُلك و مملكت به تصويب و قانون‌سازي ِ در تعجيل و بي‌كارشناسي نتيجه‌بخش نخواهد بود.

ـ آقايان ِ پيش‌نهاد دهنده‌ي چنين اتفاق ِ نامباركي، اگر دغدغه‌ي دانش‌گاه زدن دارند، مي‌توانند بروند و در جاي ِ ديگري چنين كنند. مي‌توانند بروند و جاي ِ ديگري را ارتقاء دهند. مي‌توانند بروند و جاي ِ ديگري رئيس شوند. مي‌توانند بروند و جاي ِ ديگري رياست كنند. مي‌توانند بروند و دغدغه‌هاي‌شان را در جايگاه ِ ديگري پي‌گيري كنند.

ـ حضرات ِ مسئولين و در رأس ِ ايشان، احمدي نژاد، بايد پاسخ‌گوي ِ اين مصوبه باشند. اين ننگ كه بر پيشاني ِ اين شورا نشسته است، بايستي در جلسه‌ي بعدي به وضعيت پيشين خويش بازگردد. منتظرم و منتظريم تا اعضاي اين شورا خود شعور به خرج دهند و به اصلاح ِ آن‌چه كرده‌اند بپردازند كه اگر چنين نشود، پيگيري ِ آن به شيوه‌اي ديگر ادامه پيدا خواهد كرد.

ـ نهادهاي ِ مسئول ِ در اين امر و عموم دانش‌گاهيان و حوزويان ِ هوش‌مند و هشيار بايستي در اين اعتراض شركت كنند. نمايندگان مجلس و بالاخص كميسيون فرهنگي، پژوهش‌كده حوزه و دانش‌گاه، وب‌لاگ‌نويسان و همه‌ي علاقه‌مندان ِ به اين انقلاب وظيفه دارند در اصلاح اين امر بكوشند. اين مسئله، مسئله‌ي تعدادي دانش‌پژوه ِ مدرسه‌ي عالي نيست. مسئله‌ي انقلاب و ثمرات ِ انقلاب است.

ـ شايد بعدتر بيش‌تر و دقيق‌تر نوشتم. در ضمن مي‌توانيد اخبار مربوط به اين اتفاق را از اين‌جا پيگيري كنيد.

میثم رمضانعلی  |  ۲۷ فروردین ۱۳۸۹  |  حوزه و دانشگاه، سیاست  |   بدون نظر