(ـ۱)
قطعا یکی از اصلی‌ترین دلایل‌ش این است که مفهوم «شبکه» با مفاهیمی مثل «تشکل»، «سازمان» و «گروه» خلط شده است. به خصوص توسط رهبران و بدنه‌ی میانی. برای همین ارتباطات این بدنه، سازمان‌دهی غیرشبکه‌ای پیدا می‌کند و نمی‌توان انتظار داشت که کارکرد «شبکه‌ای» داشته باشند.

«شبکه چیست؟»
این مهم‌ترین سوالی‌ست که انگیزه‌ی نگاشتن این متن و احتمالا متن‌های بعدی خواهد بود:

برای درک مفهوم شبکه، بهتر است ساختارهای دیگر ارتباطی را کمی توضیح دهم.

سازمان یکی از این ساختارهاست. ساختاری که هرمی‌شکل از بالای به پایین رشد می‌کند. در اینجا با یک رئیس و بدنه‌ای که زیرمجموعه محسوب می‌شوند مواجهیم. در اینجا، اهداف، ماموریت‌ها، برنامه‌ها، گزینش و تمام مسائل مربوط به این ساختار از طریق رئیس و یا مدیر سازمان پیش‌ می‌رود. از بالا به پایین. «هر چه رئیس بگوید» مهم‌ترین فاکتور تعیین کارهاست.

تشکل چیست؟ تشکل مجموعه‌ای از خرده‌سازمان‌هاست که ذیل یک موضوع و یا آرمان و شبه‌سازمان فعالیت می‌کنند. در اینجا با خرده‌سازمان‌هایی مواجه هستیم که هر کدام ماموریتی خرد در ذیل یک تشکیلات و تشکل دارند. تشکل‌های دانشجویی نمونه‌ای از این ساختار هستند که در دانشگاه‌های کشور شعبه دارند و با فعالیت‌های متناسب با دانشگاه خود، ولی ذیل اهداف و آرمان‌های تشکیلات، فعالیت می‌کنند.

گروه و تیم نیز جمع‌هایی هستند که به صورت کوتاه‌مدت و با ساختاری تخت تشکیل می‌شوند. هدف در گروه‌ها در بسیاری موارد، تقویت و یا فعالیت منضبط ذیل یک عنوان است. مثلا گروه کتاب‌خوانی، گروه کوهنوردی.

شبکه اما چیز دیگری‌ست. مجموعه‌ای از ارتباط‌ها میان افراد مختلف، بدون حضور نشانه‌هایی از ساختارهایی مثل سازمان و یا تشکل و گروه. شبکه، زنجیره‌ای پیوسته و پیچیده از ارتباطات هستند که ایجاد می‌شوند، پررنگ می‌شوند، کم‌رنگ می‌شوند و ممکن است از بین بروند. من در زندگی رسانه‌ای و فضای جامعه‌ی جدید، با افراد مختلفی ارتباط دارم.
آسمان شب را در نظر بگیرید. مجموعه‌ای از ستاره‌ها. میان این‌ها خط‌هایی بکشید. خط‌ها نمایان‌گر ارتباط آن‌هاست. برخی ستاره‌ها درشت‌تر و نورانی‌تر هستند. این ستاره‌ها، به جهت ارتباط بیش‌تری که با دیگران دارند پرنورتر هستند و موثرتر. فاصله و خط میان دو ستاره گاه کوتاه‌تر، که نمایان‌گر ارتباط نزدیک‌تر دو ستاره است.
آسمان شب را جامعه و ستاره‌ها را افراد جامعه ببینید. ما این را شبکه می‌دانیم.

(ـ۲)
شبکه وقتی تقویت می‌شود که زنجیره‌ی انتشار درست پیش رفته و منقطع نشود. اصولا یک خبر و یا یک محتوا گره‌خورده با رسانه‌ی مبداء رسانه‌ای خود پخش شوند. توییت که من می‌زنم باید با آدرس و نام منبع منتشر شود. کپی کردن و صرفا آوردن نام بدون لینک، انتشار و توزیع درست یک مطلب را مختل کرده و باعث ارتباط‌سازی نمی‌شود.
دوباره: وقتی مطلبی از شخصی یا رسانه‌ای منتشر می‌شود، همان مطلب باید دست به دست در کل شبکه بگردد. این‌گونه جایگاه آن شخص یا رسانه نیز در شبکه محفوظ و تقویت می‌شود.

مساله در اینجا چیست و چرا زنجیره‌ی انتشار یک مطلب مختل می‌شود؟

بدنه‌ی رسانه‌ای حزب‌الله اما در بسیاری موارد نسبت‌های سازمانی(نهادهای انقلابی، نهادی حاکمیتی و …) دارند. یعنی فعالیت رسانه‌ای‌شان و یا خودشان ذیل یک سازمان مشغول فعالیت هستند. برای همین، فعالیت‌های این بدنه در بسیاری از موارد بایستی شبیه به گزارش کار باشد: پای مطلب امضای فلان دستگاه خورده و آدرس فلان کانال و سایت درج شده باشد تا بتوانند به عنوان یک فعالیت، آن را در گزارش کاری خود رد کنند.
برای همین است وقتی که من مطلبی در سایت،‌ کانال یا صفحه‌ی خود می‌گذارم، با آدرس محل انتشار اولیه پخش نمی‌شود. هر دستگاه و سازمان، با کپی محتوا و درج آدرس و حتی لوگوی خود روی طرح، محتوا را منتشر می‌کند. محتوای خوب فارغ از «ارتباط‌سازی» پخش می‌شود.

(ـ۳)
شبکه، «مدیریت‌پذیر» نیست و نهایتا ما با یک راهبری مواجه هستیم. مدیریت، ویژه‌ی مدل‌های دیگری از ارتباط مثل «سازمان» است. اصرار نهادها به مدیریت و تحکم به عناصر فعال در شبکه ـ به هر دلیلی که هست ـ جایگاه و کارکرد شبکه را مختل می‌کند.

(ـ۴)
هیچ‌کس از شبکه حذف نمی‌شود. حذف عناصر شبکه با فرض «اصلاح» و «مدیریت» آن نیز در بسیاری از موارد شبکه را متخلخل می‌کند و در میان‌مدت وزن خرده‌شبکه‌ها را به هم می‌ریزد و مسیر تقویت و گسترش آن را سد می‌کند.

میثم رمضانعلی  |  ۱۵ تیر ۱۳۹۶  |  فضای مجازی  |   بدون نظر


موج جدیدی راه افتاده است از عضویت و ورود فارسی‌زبان‌ها و ایرانی‌ها در توئیتر. از همه‌ي قشرها. با پایه استدلالی که باید حضور جریان‌های مختلف در توئیتر تقویت شود. با فرض اینکه کسانی در توئیتر هستند و کسانی غلبه دارند و جریان اصلی توئیتر فارسی را در اختیار دارند که نسبت درستی با انقلاب اسلامی ندارند. این ایده، حتی رفع فیلتر توئیتر را،‌ مقدمه‌ی وزن‌کشی درست در توئیتر، حتی به نفع نیروهای انقلاب می‌داند.

 

مساله این است که توئیتر در مقایسه با رسانه‌های اجتماعی دیگر، فضای خاصی دارد. کوتاه‌نویسی در قالب ۱۴۰ کاراکتر، متن‌محور بودن، نیاز به خلاقیت و طنز برای رشد، و حتی نیاز به فحاشی و تمسخر و توهین برای رشد مخاطب، منجر شده است به این که اشخاص خاص‌تری نسبت به توده‌ی جامعه، که مثلا در اینستاگرام فعال‌تر هستند، در توئیتر باشند و یا رشد کنند.

 

استدلال علاقه‌مندان به رفع فیلترینگ توئیتر و حضور قشری در آن، اصولا بنانهاده بر همان پایه‌استدلالی‌ست که در سال‌های هشتاد و هشت تا نود، قارچ‌نیوزها را ایجاد کرد. هزار هزار سایت خبری، برای این هدف که عرصه‌ی رسانه توسط نیروهای انقلاب ایجاد شود و بتوان فضای رسانه‌ها را از خلاء حضور دیدگاه‌های برآمده از گفتمان انقلاب اسلامی پر کرده و جریان اطلاع‌رسانی با دیدگاه‌های زاویه‌دار با آن گفتمان سرشار نباشد. چیزی که البته دست کسی را نگرفت؛ جز اینکه ژورنالیسم در بدنه‌ی نیروهای حزب‌اللهی بادکنکی رشد کرد و نابلدی‌ها فضا را مغشوش کرد و فضا به نحوی پیش‌رفت که جز به به تعبیری، به تندتر شدن فضای رسانه نینجامید.

 

این در حالی‌ست که جریان اصلی را، نبوغ در سوژه‌یابی، انعکاس به موقع، صراحت و صداقت در پرداخت مطلب و عواملی از این دست می‌زند و نه لزوما تعداد زیاد رسانه(سایت در رسانه‌های رسمی و کاربر در رسانه‌های اجتماعی). هنوز هم یک فایل صوتی، یک گزارش خوب، از یک‌جایی مثل فلان شبکه و کانال ضدانقلاب، هزار هزار سایت خبری قارچ‌نیوزی را زمین می‌زند؛ به سهولت.

میثم رمضانعلی  |  ۱۲ بهمن ۱۳۹۵  |  فضای مجازی  |   بدون نظر


آیت‌الله موحدی‌کرمانی: بدحجابی بد است اما فضای مجازی صدبرابر بدتر است.

دیروز نقل قولی از آیت‌الله موحدی کرمانی در مورد فضای مجازی منتشر شد که اگرچه نابجا بود، ‌ولی عجیب نبود. سال‌هاست رویه‌ی علما و فضلا به جز قشر معدودی بر دادن احکام کلی در مورد پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی‌ست. یک‌جانبه‌نگری، عدم آگاهی از تمام جوانب یک امر، عدم ارتباط واقعی با بدنه‌های اجتماعی و مردمی از قشرها و گروه‌های مختلف، و مهم از همه تحت تاثیر اطرافیان بودن و عکس‌العمل فوری نشان دادن نسبت به موضوعات، پاشنه‌آشیل بوده است.

عبارت‌های منقول از آیت‌الله به نحوی‌ست که انگار اینترنت یک موجود و غولی‌ست که عامل اصلی انحطاط و انحراف اجتماع است و اگر اینترنت(دقت کنید اینترنت! و نه سایت‌ها و صفحه‌های مساله‌دار) نباشد، همه‌ی مساله‌ها حل است. این در حالی‌ست که اینترنت را در بدترین تحلیل، عامل تشدیدکننده مي‌توان فرض کرد و نه عامل اصلی. در فضای عمومی و حقیقی جامعه، مدت‌هاست انحطاط اخلاقی و از هم گسیختگی اجتماعی موج می‌زند و به وضوح قابل مشاهده است. تصویرسازیِ از اینترنت به عنوان عامل اصلی مشکلات، مثل تصویرسازی حجاب به عنوان عامل اصلی بی‌حیایی‌ست. یعنی جای علت و معلول را برعکس فرض گرفتن. بودجه‌های عجیب و تلاش‌های غیرحرفه‌ای و سطحی و ساختگی و زور زدن برای باحجاب کردن مردم به امید اینکه نهاد خانواده قوت بگیرد و مساله‌ی فرهنگی حیا تقویت شود، از نتایج این تفکر برعکس است.

قطعا اینترنت مشکلاتی دارد، مثل خیلی چیزهای دیگر. اما این نوع نااستدلال مثل این است که بگوییم پارک‌ها مشکل دارند و عامل فساد هستند و دخترها و پسرها در پارک‌ها فلان می‌کنند و آخرش هم نتیجه بگیریم که پارک‌ها باید جمع شوند. نه پارک‌ها عامل فساد هستند و نه در پارک‌ها فقط فساد می‌شود.

عامل اساسی فساد قطعا در جای دیگری‌ست.

میثم رمضانعلی  |  ۱۵ آذر ۱۳۹۵  |  فرهنگ، فضای مجازی  |   بدون نظر


یک برنامه‌ی چند دقیقه‌ای، اصلا چون شمایی سه ساعته، بناست در مورد فیلترینگ صجبت کنند. برنامه‌ساز سعی می‌کند در دو طرف میز، دو طیف نگاه را بنشاند. حرف‌هایی زده می‌شود که به هیچ نتیجه و برداشتی منجر نمی‌شود. حتی مواضع دقیقا تبیین نمی‌شود چه رسد به این‌که مخاطب بتواند خوب و بد و درست و نادرست را تشخیص بدهد
ما هیچ‌وقت در مورد فضای مجازی هیچ ساختاری نداشته‌ایم که بحث‌ها را پیش ببرد؛ برای همین هم هست که هیچ‌گاه نمی‌شه در یک نشست و میزگرد و یا یک برنامه‌ی تلویزیونیِ قابل تدوین حرف‌های درست و درمان را شنید
کدام سازمان و یا ارگان، دولتی و غیردولتی، سیاسی و غیرسیاسی، امنیتی و اقتصادی و یا هر چه را می‌شناسید که یک اتاق فکر خوب در مورد اینترنت داشته باشد؛ شما بگو حتی کدام گروه و هیات علمی محل تبادل و تضارب آراست در مورد فضای مجازی؟ من فکر می‌کنم، هیچ.
مهم‌ترین حسن این برنامه البته این بود که دیکتاتوریِ تریبون‌های طیف نگاه‌های امثال برخی‌ها که تلویزیون و رادیو شده است خانه‌ی خلوت‌شان در صدا و سیما تا حدی شکست؛
نه فقط همین، ولی همین هم خیلی‌ست

میثم رمضانعلی  |  ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵  |  فضای مجازی  |   بدون نظر


دیروز اکانت‌های برخی از فعلان رسانه‌ای در توئیتر به حالت تعلیق در آمد. اگرچه توئیتر علت مشخصی را برای این تعلیق اعلام نکرد، اما بررسی‌های اولیه، با در نظر گرفتن فعالیت‌هایِ مشابهِ کاربرانی که حساب‌شان تعلیق شده بود، نشان می‌داد که انتشار محتوایی مرتبط با نامه‌ی رهبری به جوانان غربی علت تعلیق است. این تعلیق حتی شامل حساب کاربری خامنه‌ای.آی‌آر نیز شد و توئیتر، آخرین توئیتی را که فیلمی مرتبط با همین نامه نیز بود، حذف کرد.

‌چرا باید توئیتر چنین کاری انجام دهد؟
به ظاهر، حساب‌های متعددی با عنوان‌هایی جفنگ ایجاد شده و بنا بوده به «پمپاژ» ِ نامه‌ی رهبری در توئیتر بپردازند. احتمالا برای این پمپاژ نیز ربات یا ربات‌هایی تهیه شده تا سرعت و‌ حجم فعالیت زیادتر شود. احتمالا «حجم زیاد انتشار»، «عامل موثری» فرض شده است. متصدی و‌ متصدیانی وظیفه‌ای برای خود در ‌نظر‌ گرفته‌اند در انتشار نامه، و نابلدی و بی‌تجربه بودن، آن‌ها را به سمت استفاده از شیوه‌هایی زرد و غیرنافذ تشویق کرده است.

برای انتشار نامه باید چه روشی پیش گرفت؟
خیلی ساده نیست. اما به صورت پیش‌فرض اولین فرصت برای انتشار نامه، استفاده از «ظرفیت‌های واقعی» است. احتمالا شما نیز در ذهن‌تان مسابقات وبلاگ‌نویسی با موضوعات مختلف را دارید. مسابقاتی که در آن به بهترین وبلاگ در موضوعی ـ بیش‌تر در موضوعات انقلابی و مذهبی ـ جایزه اهدا می‌شد. برخی با استفاده از فرصت، یک وبلاگ ساده تاسیس می‌کردند، در دوره‌ی مسابقه به تولید و یا انتشار محتوا می‌پرداختند و چون حجم فعالیت‌شان یا مدل انتشارشان برای داوران چشم‌گیر بود، برنده می‌شدند و جایزه می‌گرفتند. متولیانی که این مسابقات را برگزار می‌کردند، به اشتباه فکر می‌کردند که این مسابقات باعث می‌شود تا موضوعات مذهبی بیش‌تر مورد توجه قرار گیرد و حجم این مطالب در وب افزایش پیدا کند و این افزایش حجم، یعنی بهتر شدن فضای وبلاگستان. ایده‌ای اشتباه و روشی اشتباه‌تر برای انجام یک هدف خوب. مشکل این‌جا بود که این مسؤولین شناخت درستی از وبلاگستان نداشتند. توضیح مفصل‌ترش بماند، اما مساله در مورد توئیتر هم همین است. کسانی که خود را متولی انتشار نامه می‌دانند در مورد توئيتر شناخت درستی ندارند و برآوردشان از مدل انتشار و عمل‌کرد در این موضوع اشتباه است. در حالی که روش‌های بهتری نیز است. استفاده از ظرفیت‌های واقعی، یعنی از ظرفیت کسانی در توئيتر استفاده شوند که به اصطلاح ساکن توئیتر هستند. استفاده از شبکه‌ی فعالین توئيتری که ارتباطی روزمره و حضوری چند ساله در توئیتر دارند.
ممکن است کسی دکترای رسانه داشته باشد و یا حتی چند خبرگزاری و سایت خبری را بگرداند و یا مدیر یک شبکه‌ي تلویزیونی باشد، ولی از قواعد انتشار در فضای وب آگاهی و برداشت درستی نداشته باشد.
اشتباه در انتشار نامه، عملا بابِ انتشار درست را نیز بسته است و تا مدتی نمی‌توان در توئیتر لینکی از نامه‌ي رهبری داد

پی‌نوشت: من تحلیل و یا مستندات دقیقی در مورد این‌که توئیتر و صاحبان توئیتر این برخورد را با دیگر اتفاقات مشابه دارند یا خیر ندارم؛ زهرا اچ‌بی البته مطلبی نوشته است با این پیش‌فرض: مسدود شدن حساب توئیتر به دلیل درج نامه رهبری

 

بازتاب‌ها: فردانیوز ، پارسینه

میثم رمضانعلی  |  ۱۰ آذر ۱۳۹۴  |  فضای مجازی  |   بدون نظر


امشب و در نشستی با حضور وزیر ارشاد و رئیس مرکز توسعه فناوری و رسانه‌های دیجیتال فرصتی دست دارد تا در چند دقیقه نسبت به بیان نظراتی در مورد فضای مجازی صحبتی داشته باشم. متن، نگاشته‌ی حرف‌هایی‌ست که در این جلسه بیان شد.

***

جاسوسی و بی‌راهه‌ی «اعمال محدودیت برای مقابله با جاسوسی»

جماعتی به خصوص در سال‌های گذشته، بر این امر تاکیدهای مکرری دارند که اینترنت به عنوان یک ابزار جاسوسی توسط کشورهایی مثل آمریکا استفاده می‌شود و این امر را حمل بر این می‌کردند که چون از اینترنت به عنوان ابزار جاسوسی استفاده می‌شود، پس یکی از راه‌های مقابله با جاسوسی، استفاده از فیلترینگ است. ایده‌ی ایشان در تعبیری «اعمال محدودیت برای مقابله با جاسوسی» است. گاه اشخاص معتقد به این ایده، در ضمن ادبیاتی قیم‌مآبانه و تند که ترس استفاده از قوه‌ي قاهره را به همراه می‌آورد موجب آن می‌شدند که بسیاری به دام محافظه‌کاری در ابراز نظر، از ترس برخورد کشیده شوند.

در این‌که حیات دشمنان جمهوری اسلامی بر جاسوسی بنا شده است و از تمام ابزارها برای نیل به اهداف خود استفاده می‌کنند شکی نیست. و در این‌که اشخاص معتقد به اعمال محدودیت نیز از سر خیرخواهی سعی در حفظ امنیت مردم دارند نیز شکی نیست. اما این همه ماجرا نیست. نیات، مجوزی برای هر عملی صادر نمی‌کند و راه جهنم نیز با نیات خیر سنگ‌فرش می‌شود. مردم نیازمند مدیرانی نیستند که خیرخواهانه با ادبیاتی قیم‌مآبانه با آن‌ها سخن بگویند. ادبیاتی مناسب با شأن مردم، نه فقط یک ابزار، که عین وظیفه‌ای‌ست که مسئولین دارند. جدای از این، ایده‌ي «اعمال محدودیت برای مقابله با جاسوسی» بهتر است از جانب کسانی بیان شود که در اتفاقی که در همین دو سال گذشته با عنوان «سوء استفاده از اطلاعات خصوصی کاربران سایت ساماندهی» مشهور شد، نقش مناسبی ایفا می‌کردند. به حتم، اطلاعات سایت ساماندهی نیز جزء اطلاعات خصوصی کاربران بود و نبایست برای امر دیگری استفاده می‌شود.

سامان‌دهی به نهادهای مرتبط با فضای مجازی و تاکید بر نهاد بالادستی بودن شورای عالی

متاسفانه درک همگونی از فضای مجازی در سطوح مختلف حاکمیت وجود ندارد. و در عین حال، نهادهای مختلفی نیز در این امر دخالت می‌کنند. احیای جدی شورای عالی فضای مجازی برای پایان دادن به احساس تکلیف‌های متنوعی که در جای جای حاکمیت وجود دارد، می‌تواند به ساماندهی این اوضاع کمک کند. نکته‌ای که در دولت قبلی به انجام نرسید و موجب شد این وضعیت، آشفته باقی بماند. این اوضاع وقتی نابسامان‌تر می‌شود که به موضوع فیلترینگ می‌رسیم. تعدد نهادهایی که در فیلترینگ موثر هستند، یکی از مهم‌ترین مواردی‌ست که پیچیدگی‌های فعالیت در این فضا را افزون می‌کند. هشت هزار قاضی، دادستانی، سپاه، وزارت اطلاعات، پلیس فتا، هیئت نظارت بر مطبوعات، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، و غیره و غیره نهادهایی هستند که می‌توانند فعالیت در فضای مجازی را محدود و خیلی محدود و خیلی خیلی محدود کنند. اگر چه ممکن است گفته شود که محدودیت لزوما بد نیست و قانون باید رعایت شود، اما مسأله دقیقا همین است که باید قانون به نحوی نگاشته و به نحوی اجرا شود که محدودیت‌های نابجا غنیمت آن نباشد. وضعیتی که به نظرم اکنون با آن مواجهیم.

انتظار حداقلی این است که در خصوص وضعیت قضایی با رسانه‌های خبری، وبلاگ‌نویسان و فعالان شبکه‌های اجتماعی همچون رسانه‌های مطبوعاتی تعامل شود.

احساس بی‌صداقتی حاکمیت در فضای مجازی

یکی از مسأله‌های دائمی کاربران در نسبت با مسئولین عدم صداقتی‌ست که احساس می‌شود. نکته‌ي بنده این است که حتی با پذیرش این‌که حاکمیت در تمام موارد صداقت به خرج داده است، باید این احساس عدم صداقتی که در کاربران وجود دارد به نحوی برطرف شود. صحبت‌های گاه به گاه در مورد گیر کردن لنگر کشتی، عدم کاهش سرعت اینترنت در مواقع خاص، اختلال در دسترسی به برخی از سرویس‌ها مثل ایمیل، فرآیند بی‌حساب و کتاب فیلترینگ و مواردی از این دست نیاز به تجدید اعتماد دارد. چنان که یکی از همین مسئولین، زمانی در مورد فیلترشدن سایت گوگل به بهانه‌ی «درخواست‌های مکرر مردمی» خبر داد و «درخواست‌های مکرر مردمی» به مضحکه‌ای برای کاربران اینترنت بدل شد.

من فکر می‌کنم اگر حاکمیت در برخی زمان‌ها اعلام کند که به فلان دلیل خاص، چند روزی اینترنت دچار اختلال خواهد بود، کاربران همراهی بهتری با حاکمیت خواهند داشت تا این‌که بی هیچ اطلاع و به یکباره، لنگر کشتی به کابل‌های اینترنت ضربه بزند! همچنین نسبت به حساب و کتاب پول‌هایی که کاربران برای استفاده از اینترنت می‌کنند نیز باید راه حلی پیدا نشود. کاربر پول اینترنت ۵۱۲ را می‌دهد در حالی که حاکمیت با بی‌عرضگی در نظارت و سامان‌دهی، اینترنت ۱۲۸ در اختیارش قرار می‌دهد و گاه به گاه هم فیتیله‌ی همین را هم پایین می‌کشد و احساس نمی‌کند باید در ازای خدمات کم‌تر، بخشی از پولی را که گرفته است پس بدهد. هدر رفتن پول مردم با کاهش سرعت اینترنت و در عین حال عدم پاسخ‌گویی و جبران نکردن خسارات، محلی برای اعتماد کاربران به حاکمیت باقی نمی‌گذارد.

حمایت‌های سازمان‌یافته مرکز توسعه از فعالیت‌های واقعا مردمی

یکی از مشکلاتی که در حمایت از مجموعه‌های فعال در فضای مجازی وجود دارد، حمایت‌های افسارگسیخته و بی‌انضباط و بدون داشتن یک راهبرد درست و مشخص است. فکر می‌کنم مرکز توسعه‌ی رسانه‌های دیجیتال و وزارت ارشاد باید بر اساس محورهایی برنامه‌هایش را تنظیم کند:

ـ تقلیل غلبه‌ی دید مهندسی و فنی به جای تاکید بر محتوا در مدیران و سازمان‌ها

ـ توجه به تقویت هسته‌های مختلف محتوایی بر اساس یک راهبرد منضبط با هدف تقویت ساخت درونی قدرت نرم در فضای مجازی

ـ تلاش برای ساماندهی ارتباط میان گروه‌ها و اشخاص فعال در حوزه‌ی تولید و توزیع محتوا

ـ تمرکززدایی و واگذاری کارها به گروه‌های واقعا مردمی و حمایت از ایشان برای تقویت و به استقلال مالی رساندن ایشان

ـ تشکیل سامانه‌ی انسانی مشورت با فعالان فضای مجازی برای تدقیق تصمیم‌گیری‌ها در لایه‌های سیاست‌گذاری، تقنینی، اجرایی و قضایی

و مواردی از این دست…

میثم رمضانعلی  |  ۱۳ آبان ۱۳۹۲  |  فضای مجازی  |   8 نظر


این مطلب به دلیل درخواست دریافتی از کمیته‌ی فیلترینگ برای حذف، حذف گردید

همین مطلب در نشریه‌ی نه دی: لینک

همین مطلب در وبلاگ‌نیوز: لینک

میثم رمضانعلی  |  ۲۵ مرداد ۱۳۹۱  |  فضای مجازی  |   15 نظر


تعداد بسیاری از اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصی‌ترین اطلاعات خود را در «سایت ستاد ساماندهی پایگاه‌های اینترنتی ایران» ثبت کرده‌اند. این اطلاعات اغلب شامل اطلاعات شخصی، مشخصات فردی و راه‌های برقراری تماس است. اطلاعاتی که برای هر کسی ارزش‌مند بوده و می‌تواند مورد سوء استفاده و بهره‌برداری‌های افرادی قرار گیرد که برای قانون و حقوق مردم حرمتی قائل نیستند.

این اطلاعات تنها به این دلیل در اختیار سایت ساماندهی قرار می‌گیرد تا بر اساس امکانات قانونی‌ئی که برای‌شان فراهم می‌شود، بتوانند مسیر دقیق‌تر و منظم‌تری را در فضای اداری و قضایی طی کنند؛ اما اکنون یک سهل انگاری ساده باعث ایجاد دردسر و دسترسیِ برخی افراد به این اطلاعات شده است. به ظاهر، این اطلاعات از طریق سایت ساماندهی در دسترس مجموعه‌ای به ظاهر غیردولتی (فرا) قرار گرفته است.

علاوه بر این، سایت nic.ir (مرجع ثبت دامنه‌های دات آی‌ آر) نیز به صورتی نامناسب و خطرناک، اطلاعات خصوصی افراد را در دست‌رس عموم قرار داده و در پنل مدیریت خودش، امکانی برای پنهان کردن اطلاعاتی که برای ثبت نیاز به آن‌هاست، پیش بینی نکرده است. (در این‌باره، پیش‌تر مطلب تحت عنوان نیک‌.‌آی‌آر، امنیت فعالان وب و نیروهای انقلاب را به خطر انداخته است نوشته بودم)

دیتابیس ِ سایت ساماندهی ـ که سایت رسمی مرکز توسعه فن‌آوری و رسانه‌های دیجیتالِ وزارت ارشاد می‌باشد ـ در اختیار مجموعه‌ای به ظاهر غیردولتی که هنوز هم مراحل ثبت خود را طی نکرده قرار گرفته است. مجموعه‌ای که با عنوان ِ طولانی ِ «مجمع فعالان توسعه فناوری و رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی» و نام اختصاری «فرا» و با تشکیل نشستی در سالن ِ حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی، خود را به عنوان تشکلی غیردولتی معرفی کرده است.

این مجموعه (فرا) با استفاده از اطلاعات سایت ساماندهی، نسبت به ارسال دعوت‌نامه‌های نشست خود اقدام کرده است. دعوت‌نامه‌ها به ایمیل، شماره‌ي همراه و آدرس ِ پستی ثبت شده در سایت ساماندهی ارسال شده است و این مسیر به عنوان مسیری دائمی برای تبلیغات ِ این مجموعه‌ی به ظاهر غیردولتی استفاده شده است.

این نوع هتک حریم خصوصی افراد و استفاده‌ی ناروا از اطلاعات محرمانه، به طور قطع نیاز به پیگیری قضایی دارد. هر یک از کسانی که از اطلاعات خصوصی آن‌ها در این مسیر استفاده‌ شده است می‌توانند شخصا و به عنوان شاکی خصوصی از «مرکز توسعه فن‌آوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال» که در حفظ اطلاعات دقت‌های لازم را به عمل نیاورده است، به قوه‌ی قضائیه شکایت کنند.

به غیر از این مسیر ِ شخصی، این اتفاق جنبه‌ی عمومی نیز می‌تواند داشته باشد. «سلب اعتماد از سیستم» و البته «دسترسی غیرقانونی به اطلاعات خصوصی در سطحی گسترده» دو پیامدی است که ورود و اقدام دادستانی را ایجاب می‌کند. اتفاقی که هنوز رخ نداده و دادستانی هنوز نسبت به اعلام جرم سکوت اختیار کرده است. باید افزود که متاسفانه سیستم فعلی کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، به دلیل دخیل بودن افراد و نهادهای متعدد در آن، همواره در معرض دسترسی افراد متنوع و متعدد در نهادها و سازمان‌های مختلف قرار دارد که اتفاق اخیر، احتمال سو، استفاده‌های مجدد را نیز بالا برده است.

پی‌نوشت یک: متن قانون دسترسی آزاد به اطلاعات را می‌توانید در این لینک بخوانید.

پی‌نوشت دو: بنده شخصا بنا دارم اگر دوستان‌مان در «مرکز توسعه فن‌آوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال» و هم‌چنین دوستان ِ دیگرمان در «مجمع فعالان توسعه فناوری و رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی» توضیحات واضح و روشنی در این رابطه اعلام ندارند، مسیر شکایت شخصی خود را پیگیری کنم و امید دارم که دادستانی در مقام حفظ امنیت اطلاعات نیز اعلام جرم نماید تا روند ِ قضایی به صورتی جدی‌تر نیز پیگیری شود.

میثم رمضانعلی  |  ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱  |  فضای مجازی  |   7 نظر


پیرامون بحث و بررسی پیرامون فضای مجازی، هفته‌ی پیش با دوستانی در جلسه‌ای به میزبانی آقای خرم‌آبادی شرکت کردم. از کارگروه، این آقایان حضور داشتند:

ـ آقای خرم‌آبادی(دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و مشاور دادستان کل کشور)

ـ مهندس مهدی جابریان(عضو دبیرخانه‌ی کارگروه)

ـ مهندس امیری(از اداره‌ی رصد کارگروه)

ـ آقای حسین‌خانی(رئیس اداره‌ی اجرایی کارگروه)

جمع ما نیز از این عزیزان بودند:

ـ محمدصالح مفتاح(وبلاگ‌نویس؛ فعال شبکه‌های اجتماعی؛ مدیر مسئول سایت خبری تحلیلی تریبون مستضعفین)

ـ کبری آسوپار(وبلاگ‌نویس؛ فعال شبکه‌های اجتماعی؛ خبرنگار سرویس سیاسی روزنامه جوان)

ـ مهدی خانعلی‌زاده(وبلاگ‌نویس؛ فعال شبکه‌های اجتماعی؛ خبرنگار سایت رجانیوز)

ـ حسین رضوی‌پور(وبلاگ‌نویس؛ فعال شبکه‌های اجتماعی؛ مدیر وبلاگ مطالبات …)

ـ میثم میثمی(پایگاه خبری تحلیلی هزار سنگر)

ـ حسن میثمی(وبلاگ‌نویس؛ فعال شبکه‌های اجتماعی؛ مدیرمسئول و سردبیر پایگاه خبری تحلیلی وبلاگ‌نیوز)

ـ محمدرضا فخری(مدیر سرویس وبلاگی پارسی‌بلاگ)

ـ میثم رمضانعلی(وبلاگ‌نویس؛ فعال شبکه‌های اجتماعی)

سعی کردم تمام مطالبی که توسط دوستان بیان شد را نکته‌برداری کنم؛ جلسه البت ضبط شده است و محتوای آن ممکن است به طور مفصل به زودی منتشر شود؛ فکر می‌کنم نگاشتن این نکته‌ها به عنوان یک پست وبلاگی به کار خیلی‌ها بیاید؛ کما این‌که بنا داریم به همین جلسه اکتفا نکنیم و همان‌طور که آقای خرم‌آبادی روی ِ باز نشان دادند، تلاش کنیم که این جلسه، به سلسله جلسات بدل شود.

به ترتیبی که در جلسه بیان شد، نکته‌هایی را که دوستان بیان داشتند را می‌آورم؛ ممکن که نه، به حتم چون صحبت‌ها با سرعت بیان می‌شد، همه‌ی نکات را نتوانستم یادداشت کنم. ولی به حتم مواردی که این‌جا می‌آورم، بیش از نود درصد صحبت‌ها را شامل می‌شود. اگر دوستان شرکت کننده نکته‌ی مهم بیان‌شده‌ای را از قلم انداختم بگویند تا تکمیل کنم. چون الان وقت ندارم، صحبت‌های آقای خرم‌آبادی را که در آخر جلسه بیان شد، بعدتر اضافه می‌کنم؛ ان شاء الله

………………………………………….

محمدرضافخری:

ـ دو سال پیش نیز ما در جلسه‌ای که در وزارت ارشاد برگزار شد به عنوان سرویس‌دهنده شرکت کردیم؛ در همان جلسه نیز پیش‌نهادات عملی و کاربردی‌ئی دادیم که شنیده نشد و اگر هم شنیده شد، به اجرا در نیامد.

ـ ما فرض و اصل و خط قرمز را قانون می‌دانیم. در مواردی هم صحبت می‌کنیم، بحث روی ِ شیوه‌ی اجرای قانون است که متاسفانه خوب اجرا نمی‌شود.

ـ متاسفانه در برخورد با مصادیق، شأن انسان‌ها رعایت نمی‌کند. کسانی فیلتر می‌شوند که شخصیت و هویت مشخص و جدی‌ئی در فضای مجازی دارند و به خاطر یک اشکال، ما با آن‌ها برخوردهای تندی می‌کنیم که از شأن آن‌ها به دور است. فیلتر کردن آهستان، زهرا اچ‌بی و … از همین نمونه‌هاست. این‌ها کسانی هستند که شاید زمان و هزینه‌ی زیادی باید صرف شود که نمونه‌ای مثل این‌ها شاید پرورش پیدا کند.

ـ چرا علت فیلتر شدن فلان وبلاگ برای من ِ سرویس‌دهنده تصریح نمی‌شود؟ مثلا بیاییند و بگویند به این دلیل این وبلاگ باید حذف شود. شاید در تعامل من و کاربرم بشود مشکل را حل کرد.

ـ بسیار پیش آمده که یک وبلاگ فیلتر شده است در حالی که کاملا آن شخص در دسترس بوده است. شماره‌ تلفن آن شخص، آدرس و مشخصات. گاهی فیلتر کردن این شخصی که شناخته شده است و در دسترس، ضرر بیش‌تری داشته باشد نسبت به این‌که وقت بگذاریم و ارتباط بگیریم.

………………………………………….

محمدصالح مفتاح:

ـ چند اشکال اساسی به کارگروه از دید حقوقی و حقوق بشری وارد است که بیان می‌کنم.

ـ باید در نظر داشته باشیم که مالک اطلاعات و داده‌ها، دولت‌ها نیستند و مردم صاحبان آن‌ها می‌باشند.

ـ متاسفانه میان جرم و مجازات تناسبی وجود ندارد.

ـ نهاد بالادستی ِ کارگروه نداریم و نمی‌شود از کارگروه به جایی شکایت کرد. خودِ کارگروه مرجعِ رسیدگی به شکایاتی‌ست که از او می‌شود. و این رویه‌ی درستی به نظر نمی‌رسد.

ـ ماهیت این نهاد مشخص نیست. دادگاه اداری‌ست یا قضایی؟ اگر اولی باشد که باید به دیوان عدالت اداری رجوع شود و اگر قضایی باشد، به جای دیگر.

ـ حق دفاع برای افراد در نظر گرفته نشده است.

ـ با اعضای کارگروه آشنایی وجود ندارد. اسامی اشخاص متاسفانه در دست‌رس همه نیست.

ـ تریبون مستضعفین فیلتر شد. به خاطر انتقاد به رویه‌ی دادستانی

………………………………………….

مهدی خانعلی‌زاده

ـ نمایندگان نهادهای مختلف، به نظر می‌رسد که کارشناس این کار نیستند. شاید شما بگویید که رشته‌های نرم افزار و آی‌تی و غیره خوانده‌اند، اما متاسفانه عمل‌کردشان چنین چیزی را نه تنها نشان نمی‌دهد، که برعکس آن می‌باشد.

ـ بسیاری از مراکز نیاز به اینترنت بدون فیلتر دارند. بنا به کارهای علمی و فعالیت‌هایی که انجام می‌دهند. اما متاسفانه چنین امکانی فراهم نیست.

ـ وقتی شما سایت‌های مختلف را فیلتر می‌کنید که دریچه‌ای‌ست برای انتقال نگاه‌های انقلاب اسلامی به بیرون از مرزها، متاسفانه ما در یک محدوده‌ی جزئی و حصارکشیده شده، دور ِ هم خواهیم بود.

ـ این نحوه‌ی فیلترینگ و این نحوه‌ی برخورد با وبلاگ‌نویسان و فعالان رسانه‌ای، متاسفانه جز دلسرد شدن حزب‌اللهی‌ها چیزی برای نظام در بر نخواهد داشت.

………………………………………….

خانم کبری آسوپار

ـ ما دوستانی داریم که در چهار پنج سال اخیر در فضای مجازی به جد و جهد جنگیده‌اند و به واقع افسران این عرصه بوده‌اند.

ـ متاسفانه به خاطر یک اشتباه، با شخص به تندی برخورد می‌شود و شخص را به سمت دل‌سرد شدن هول می‌دهند.

ـ نحوه‌ی برخورد کمیته‌ی فیلترینگ، باعث می‌شود که کاربران خاکستری به معاند تبدیل شوند.

ـ چرا باید با کسی که نظری مخالف نظر نظام دارد به نحوی برخورد شود که گویی طرف معاند است.

ـ ترکش خوردن‌های نیروی‌های انقلاب در فضای مجازی بسیار زیاد شده است. متاسفانه توپخونه‌ی قوه‌ي قضائیه خیلی از ترکش‌هاش داره به خودی‌ها می‌آد.

ـ نکته‌ی جالبی که وجود دارد این است که چرا تا کنون از فعالان فضای مجازی دعوت نشده است؟ چرا باید حتما برای این جلسه، وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی درخواست داشته باشند؟

ـ فعالیت‌های کارگروه به شدت مبهم است و مبهم عمل می‌کند و این باعث ضربه خوردن به کل نظام می‌شود.

ـ کم‌تر کسی دیگر جرأت انتقاد به قوه‌ی قضائیه و یا رئیس قوه‌ی مقننه را دارد.

ـ این‌که یک وبلاگ‌نویس به خاطر یکی دو مطلب توبیخ شدید می‌شود، و این توبیخ شدن باعث می‌شود که دیگر ننویسد، چه کسی بیش‌تر سود می‌برد؟ آیا ضدانقلاب‌ها از این توبیخ بیش‌تر سود نمی‌برند؟

………………………………………….

میثم میثمی

ـ از دادستان تشکر می‌کنم که کمک کردند که فیلترشویم و در این جلسه حاضر شویم و دوستان‌مون رو از نزدیک ببینیم!

ـ متاسفانه دلیل فیلترینگ به صورت دقیق ذکر نمی‌شود و این به نظرم خودش نوعی جرم می‌باشد

ـ دوستان دادستانی به نظرم، از کیفیت دشمنی دشمنان در فضای مجازی بی‌خبر هستند و این باعث اشتباه‌ عمل کردن می‌شود.

ـ آستانه‌ی تحمل قوه‌ی قضائیه خیلی پایین است

………………………………………….

یاسین رضوی

ـ وبلاگ مطالبات سایبری را راه  اندازی کردیم و بیانیه داده بودیم که به امضای خیلی از وبلاگ‌نویسان رسید. متن‌ش رو تقدیم می‌کنم

ـ بهتر می‌دانم در مورد این‌که «قانون چه باید باشد» صحبت کنم نه در مورد این‌که «قانون چه هست؟»

ـ قوانین فضای مجازی نه تنها در مسیر جنگ نرم نتیجه‌ی مثبتی نداشته که نتیجه‌ی معکوسی نیز داشته است.

ـ هر فعالیتی حقوق و تکالیفی را شاملمی شود. در این قانون حقوق فعالان فضای مجازی اصلا بیان نشده است.

ـ اگر جایی هم دیده شده و یا می‌خواهد دیده شود، باید با تعامل خود کاربران این تدوین شود.

ـ بسیاری از کاربران و خود بنده عبور از فیلترینگ و حضور انقلابی در عرصه‌های گوناگون رو تکلیف خودمان می‌دانیم.

ـ متاسفانه رفتار کمیته به نحوی‌ست که می‌گویند که بگذارید بیاید در زمین خودمان تا با آن‌ها مبارزه کنیم. چیزی که در اوائل جنگ بعضی‌ها تعبیر می‌کردند.

ـ حق ارتباط با خارج از کشور در حالتی که غیر اخلاقی و غیرشرعی نیست، مدنظر قرار داده نمی‌شود.

………………………………………….

حسن میثمی

ـ ما در سر مسائل غیراخلاقی اصلا بحث نداریم موافق هستیم که به شدت با تمام موارد غیراخلاقی برخورد شود.

ـ در برخورد با جرائم سایبری مشکلات شدید قانونی داریم.

ـ متاسفانه کمیته‌ی فیلترینگ، برگزاری جلسات و چرایی فیلترشدن سایت‌های بزرگ را به اطلاع مردم نمی‌رساند و اطلاع‌رسانی‌ها به شدت ضعیف می‌باشد.

ـ ذکر دلیل فیلترشدن به مردم به شدت به تعامل میان کارگروه و مردم کمک می‌کند.

ـ یک نکته‌ی مغفول این است که بعضی‌ها هستند که از گذشته‌ی خودشان رو برگردانده‌اند. کسانی که هویت‌شان فاش نشده و نخواسته‌اند و نمی‌خواهند آشکار شود. این موارد نیاز به دقت بیش‌تر و شاید رفع فیلتر به دلیل تغییر مسیر افراد باشد.

ـ صفحه‌ی پیوندها یک صفحه‌ی منفی تلقی می‌شود. یعنی صفحه‌ای که شخص با دیدن آن و مشکلی که در استفاده از سایت مورد نظرش ایجاد شده است، حالت ناراحت و عصبانی‌ئی به خود می‌گیرد. با این حال می‌بینیم در این صفحه‌ی منفی، ای عناصر ِ مثبت و ارزشی مثل عکس آقا و شهیدان و انتخابات و غیره استفاده می‌شود که کار درستی نیست.

ـ سوال بعدی این است که لینک شدن‌ها بر اساس چه مبنایی‌ست؟ به نظرم معیارهای خوبی برای لینک شدن وجود ندارد.

ـ صفحه‌ی پیوندها چه جایگاهی دارد؟ صفحه‌ی رسمی کارگروه است و یا کلا یک سایت خدماتی؟

ـ این که بیاییم و با این روش یک دامنه را(پیوندها.آی‌آر) رشد بدهیم که رتبه‌اش در سایت الکسا بشود سوم و چهارم، کار درستی نیست.

………………………………………….

میثم رمضانعلی

ـ متاسفانه در برخورد با اتفاقات، شأن نظام اسلامی رعایت نمی‌شود. با مواردی برخورد می‌شود که برخورد با آن‌ها، پایین آوردن شأن و جایگاه جمهوری اسلامی‌ست. جدای از برخورد، نحوه‌ی برخورد نیز بسیاری نامناسب است. معذرت‌خواهی‌های کاریکاتوری‌ئی در اسفندماه یکی از همین موارد است که مردم را نسبت به نظام بدبین می‌کند.

ـ در برخوردها، شأن اشخاص و افراد رعایت نمی‌شود.

ـ علاقه‌ی دوستان در برخوردهای قضایی سخت، دور شدن از اعمال قدرت نرم در صحنه است. به حتم، قدرت نرم با این نحوه‌ی برخوردها سازگار نیست.

میثم رمضانعلی  |  ۳۰ فروردین ۱۳۹۱  |  فضای مجازی  |   11 نظر


وقتی برای تحصیل، مدرسه‌ی عالی قبول شدم، چندین سال بود که دانشطلبان مدرسه‌ی عالی به روندهای موجود در مدرسه معترض بودند. به نحوه‌ی برخورد ِ تحقیرآمیزی که در مدرسه وجود داشت، عدم ورود آقای امامی کاشانی به مباحث مدیریتی و یله و رها کردن مدرسه، روندهای درسی نابه جا و حق‌کشی‌های گسترده در روند درسی و تریبتی و قس علی هذا که بیان‌شان نیز می‌توان این وبلاگ را به جمع دوستان ِ فیل‌تر شده‌اش بکشاند.

این چنین بود که گاه به گاه حرکت‌هایی برای اعتراض به این ناعدالتی‌ها و سوء مدیریت‌ها که در بسیاری موارد صنفی بود، در مدرسه شکل می‌گرفت. تشکیل جلسه‌های رسمی و نیمه رسمی با مسئولین و نامه‌های رسمی به ایشان و در بعضی سال‌ها، اعتراض‌هایی جمعی برای تشکیل جلسات بزرگ‌تری با آقای امامی کاشانی، همه و همه بارها اتفاق افتاد و در بسیاری موارد، گوشی نبود که حرف‌ها را بشنود.

حرکات با فشارهای متعدد دفع می‌شد. کمیته‌ی انضباطی، اخراج، تبعید به شعبه‌ی زاهدان مدرسه‌ی عالی(مدرسه‌ی عالی، در تهران است و یک شعبه هم در زاهدان دارد) و غیره. نکته این‌که، در حدود سال‌های هشتاد و پنج یکی از همین حرکت‌ها شکل جدی‌تری به خود گرفته بود و با فشارهای متعددی که مسئولین مدرسه آوردند، کمی فضا آرام گرفت و متاسفانه اصلاح جدی‌ئی نیز در مدرسه رخ نداد. استادی داشتیم در مدرسه‌ی عالی که یکی از مسئولین اجرایی و اداریِ اصلی ِ مدرسه نیز بود. سال بعدش یکی از دوستان از همین استاد پرسیده بود که فضای عمومی طلاب و دانش‌جویان چطور شد، ایشان پاسخ دادند که: «…شان را کشیدیم.» یعنی که کسی دیگر جرأت نطق کشیدن ندارد و همه چیز تحت کنترل است.

اما و اکنون پس از گذشت چندین سال، یکی از اصلی‌ترین کسانی که مورد انتقاد بود، از مدرسه‌ی عالی اخراج شده است و شاید تلاش‌های طلاب و دانش‌جویان مدرسه‌ي عالی یکی از عوامل اصلی این اتفاق مهم بوده باشد. اخراجی که ظاهرا خلاف میل و رضایت ِ آقای امامی کاشانی نیز بوده است!

***

نقل ِ این اتفاق ساده نیست. بسیاری نیز در عرصه‌های مختلفی که درگیر و دار ِ اصلاح بوده‌اند با چنین بداخلاقی‌هایی مواجه شده‌اند. بد اخلاقی‌هایی که گاه ناشی از قانون و گاه ناشی از سوء مدیریت‌ها و گاه عوامل دیگری بوده است. شخص در مواجهه‌ی با این اتفاق‌ها، در بسیاری از این موارد، سکوت می‌کند و دچار محافظه‌کاری ِ کشنده‌ای می‌شود. چنان که دم بر نمی‌آورد و در خوش‌ حالت‌ترین نوع، حرف‌ها و نگاه‌ش را در پس کنایه بیان می‌کند.

به واقع، این سکوت به نفع چه کسی‌ست؟ مثلا این چند ماهی که دانش‌طلب ننوشت و ماه‌هایی که نخواهد نوشت، چه مشکلی از این مملکت حل خواهد کرد؟ مثل ِ هم‌چو رفیقی که وبلاگ‌ش بسته شد و سکوت اختیار کرده است و باقی دوستانی که خوش‌بختانه یا متاسفانه دوست ندارند اسمی ازشان برده شود، که نباشند، چه کسی نفع می‌برد؟ چه کسی سود می‌برد؟ شهر که بی پاسبان بشود، چه کسی هفت‌تیرکش می‌شود؟

………………………………………………………………………………………………………………..

پی‌نوشت: هی نوشتم و پاک کردم. هی نوشتم پاک کردم. اسم آوردم و باز پاک کردم. تند نوشتم و پاک کردم. نوشتم و منتشر نکردم. اگر می‌بینید این متن خیلی بی‌خود شده است، بگذاریدش به حساب بی‌خود شدن خیلی چیزهای این روزها. تیتر هم پاسخ پرسشی بوده است که «چرا نمی‌نویسی؟».

میثم رمضانعلی  |  ۳۰ دی ۱۳۹۰  |  سیاست، فضای مجازی  |   12 نظر