زمانی که حزب‌اللهی‌ها حاضر باشند ناموس خود را برای بازی‌گری و نمایش، جلوی ِ دوربین‌ها بفرستند، می توان امید داشت که ما سینمایی خواهیم داشت که در آن حرف‌های انقلاب اسلامی زده می‌شود.

چندین دهه و سال است که قشر مذهبی با سینما دست و پنجه نرم می‌کند. چندین دهه و یا حداقل چندین سال است که ما در باره‌ي سینمای دینی، سینمای انقلاب اسلامی، سینمای ِ آرمانی، سینمای معنوی صحبت می‌کنیم و در این میانه، آرمانی‌ترین نقطه‌ی پژوهشی‌مان که شاید به تمامه پژوهش نامیده نشود، اما نگاه‌های ِ تاحدی تبیین شده‌ای دارد، حرف‌هایی‌ست که مرتضای ِ آوینی نگاشته است. یعنی کاری تئوریک و نظری که البت تمام‌ش نیز ویژه‌ی سینما (فیلم‌های سینمایی) نیز نیست.

هر روز شاهد ان هستیم که قشر مذهبی، علی الخصوص حزب‌اللهی‌ها، در باره‌ی فیلم‌های سینمایی تولید شده، در باره‌ی رفتار ِ فلان بازیگر، در باره‌ی پوشش‌ها و لباس‌های فلان فیلم حرف می‌زنند و به طور معمول، حرف‌ها، انتقادی و سلبی و حاکی از این است که: «این آن چیزی نیست که انقلاب باید»

مسئله این است که سینما را اهل‌ش می‌سازند. یعنی کسی که در گیر و دار ِ نمایش ِ اداها و اطوارها، حرف‌های‌ش را تابلو می‌کند و نمایش می‌کند و به ضرب و زور ِ هنر ِ خود، مفهوم را در حلق ِ‌تماشاگر می‌چپاند. چنان که گاه تماشاگر، رسم و رسوم فراموش می‌کند و در برابر ِ تصویری که برای‌ش به نمایش گذارده‌اند، فریاد می‌زند. مسئله این است که سینما را اهل‌ش می‌سازند. نه این‌که کسی بیرون ِ گود بنشیدند و در قاب ِ تئوری‌های خود فیلم‌های سینمایی بسازد. انقلاب یا با فیلم و سینما موافق است یا نیست. شرط و شروطش به کنار. مثلا آیا درست می‌داند که زن ِ هرزه‌ای به نمایش گذاشته شود در کنار ِ اتوبانی و مرد ِ ریش‌تیغ‌زده‌ای، با ماشین ِ شاسی‌بلندش قصد ِ تور کردن ِ آن زن را داشته باشد؟ و در پس ِ این صحنه کارگردان ِ انقلاب ِ اسلامی، بیاید و کاری کند با سرنوشت‌ها تا همه از این آدم‌ها بی‌زار شوند؟ آیا نمایش ِ چنین تصویری درست است؟ و اگر درست است، آیا کارگردان ِ انقلاب ِ اسلامی ِ ما، حاضر است نقش ِ این زن را به دخترش بدهد؟ یا مرگ خوب است اما برای هم‌سایه؟

شما حاضرید پسرتان یا دخترتان را تشویق کنید که وارد دنیای کارگردانی و بازیگری و به طور کلی وارد دنیای فیلم و سینما شود؟ آیا حاضرید، ناموس‌تان جلوی دوربین رفته و مثلا نقش یک زن را بازی کند که در خلال داستان سه بار طلاق می‌گیرد؟ به واقع تا چه حد این عرصه را عرصه‌ی انقلاب اسلامی دانسته و ورود به این حوزه را هم‌چون ورود به حوزه‌های دیگر واجب می‌شماریم؟ بحث‌م به هیچ وجه یک بحث نظری و تئوریک نیست. سوال‌م نیز. آن‌چه که پیش از همه‌ی این روزها، ذهن بسیاری از اصحاب فرهنگ انقلاب اسلامی را به خود مشغول ساخته است، ورود به عرصه‌ی سینما و تلویزیون است. آیت الله جوادی آملی و پناهیان و این همه منبری ِ خوب و خوش‌ذوق، چه‌قدر درست می‌دانند ساختن ِ چنین فیلم‌هایی؟ آیا حاضرند و یا درست می‌دانند که سرنوشت ِ آدم‌های ِ فیلم، چه خوب و چه بد و چه معمولی، توسط ِ دخترانی بازی شود که خود را حزب‌اللهی می‌پندارند و در نهایت این فیلم، حرف‌های انقلاب و نگاه‌های انقلاب را ترویج کند؟ آیا اصلا می شود فیلمی ساخت که در آن، آدم‌هایی باشند که هرزه هستند و یا حداقل‌های ِ پوششی و رفتاری ِ اسلام را رعایت نمی‌کنند و ما آن‌ها را هر روز در موچه و خیابان می‌بینیم؟ رد نمی‌کنید که ما در جمهوری ِ اسلامی‌ئی زندگی می‌کنیم که توی خیابان‌های تهران‌ش، گاهی دخترکان و زنان با لباس‌هایی بیرون می‌آیند که با خط و ربط‌ و نگاه‌های ذهنی ِ ما فرسنگ‌ها فاصله دارد؟ نمی‌خواهید که نقش‌های آدم‌های بد را بدهید به کسی که حجاب‌ش کامل است و احیانا چادر دارد؟ چه باید کرد؟

این عبارت را بخوانید: «درکشوری که تمام امکانات سینمایی اش در طول ۲۵ سال در اختیار یک عده ی خاص قرار بگیرد و نسل سینمای انقلاب از این امکانات بی بهره باشند نمی شود ادعا داشت که بی عدالتی وجود ندارد …» ما ادعا می‌کنیم که این عرصه توسط منور الفکرها و روشن‌فکرنماها و بدنه‌ی سکولار دوره شده است. خب؟ چه شد؟ تو چه کردی برای سینما؟ مگر ده‌نمکی را تمسخر نکردند که چرا بازیگران ِ فیلم‌ش در یک مراسم با لباس‌های ِ نافرم حاضر شده‌اند؟ چه کند؟ شما حاضری ناموس‌ت را در نقش‌های ِ اخراجی‌های یک و دو و سه به نمایش بگذاری تا وقتی مراسم تقدیر شد، ناموس‌ت، با چادر بالای ِ سن قرار بگیرد؟ یا فقط بلدیم حرف بزنیم و رد شویم؟

تکمیلی:

نقد کوثرانه به این مطلب را در این‌جا بخوانید

مطلب تکمیلی بنده را نیز در این‌جا بخوانید

میثم رمضانعلی  |  ۳۱ خرداد ۱۳۹۱  |  انقلاب، فرهنگ  |   15 نظر


  1. علی الف می‌گه:

    عنوان خیلی خوبی بود! حقیقت…

  2. باسلام
    مطلب شما در “مجله فرهنگی راز۵۷” درج گردید.
    در صورت امکان با درج بنر و لینک مارا یاری نمایید.
    http://www.raze57.com | http://www.raze57.ir

    باتشکر | موفق و موید باشید.
    ————————————

    ویرایش متن در بند۴:
    مثلا آیا درست می‌داند که زن ِ هرزه‌ای به نمایش گذاشته شود در کنار ِ اتوبانی و مرد ِ ریش‌تیغ‌زده‌ای، با ماشین ِ شاسی‌بلندش قصد ِ تور کردن ِ آن زن را داشته باشد؟

    اصلاح شده:
    مثلا آیا درست می‌داند که زن ِ هرزه‌ای به نمایش گذاشته شود در کنار ِ اتوبانی و مرد ِ ریش‌تیغ‌زده‌ای، با ماشین ِ شاسی‌بلندش قصد ِ”مزاحمت” آن زن را داشته باشد؟

  3. امیر می‌گه:

    این را قبلا در جایی نوشته بودم که الان دیگه نیست گفتم چون مرتبط هست بگذارم :

    بالاخره باید پاسخ داد ؟

    به علما و روحانیون علاقه و ارادت دارم و معتقدم در زمان حاضر این عزیزان به صرف شجاعت پوشیدن لباس روحانیت قابل احترام هستند. اما متاسفانه در این چند ساله که بحث رسانه در بین دوستان حوزوی داغ شده همواره موضع ایشان برایم نامفهوم بوده است.

    مسالة :
    همواره از اینکه اهالی رسانه / سینمای ما در مورد اسلام و انقلاب اسلامی فیلمی در خور و تاثیر گذار نساخته اند ناراحت و دلگیر هستند، از اینکه در مجامع بین المللی که هیچ در عرصه داخلی نیز بیشتر در تخریب ارزش ها نقش داشته اند تا تبیین آن، هر از چندی نیز بحث فساد و حجاب و حیا و … مثل حبابی باده کرده مسئله روز کشور می شود و بعد از ترکیدن حباب فراموش.
    هر چند این سوال ممکن است نشان دهنده داشتن یک ذهن دگم اندیش و عقب مانده و … باشد اما یک بار باید به طور صریح پاسخ داده شود
    رسانه / سینما حلال است یا حرام ؟
    اگر حرام است بسمه الله به فکر شیوه دیگری با این قدرت تاثیر گذاری و حجم مخاطب باشیم. البته اگر نگرانی ما حجم مخاطب و میزان تاثیر گذاری است.
    اگر حلال است حداقل با سبک زندگی دینی تبلیغ شده در ۳۳ سال گذشته و البته قبل از آن چه سرمایه ای برای داشتن رسانه / سینمای دینی فراهم آمده که حال انتظار سود دهی داریم؟
    اصلا تعریف سینمای دینی چیست و کجاست ؟
    یک بار باید تعیین کنیم لوازم رسانه ای مانند سینما از موسیقی گرفته تا بازیگری حجت شرعی دارد یا نه ؟ حتی خود به تصویر کشیدن ؟ حدود آن چیست ؟ و بعد برای آن نیرو تربیت کنیم.
    و البته در این تعریف وحدت وجود داشته باشد تا نتوان با مراجعه به هر بزرگی تفسیری از آن بیرون کشید.
    نمی شود در هنگام تبلیغ دین از تمام الزامات رسانه نهی کرد و آلوده آنها نشدن را فضیلت دانست و در واقع صحنه را از نیروی معتقدی که قابلیت متخصص شدن دارد خالی کرد اما همزمان از آن دیگرانی که به این وادی وارد می شوند انتظار کار دینی داشت بدون اعتقاد به مبانی دین و بعد هم فریاد وا اسلاما سر داد. هر چند شاید بشود –که می شود- ولی عبث خواهد بود.
    فقط برای رفع شبهه عرض می کنم که من به هیچ عنوان معتقد نیستم تمام اهالی رسانه ضد دین یا بی دین هستند بلکه فقط معتقدم صرف هشدار و نظارت به تنهایی ره به جایی نمی برد . اگر کسانی معتقد به وجود بیماری هستند باید قبول کنند که در علم ثابت شده مصرف زیاد آنتی بیوتیک اثر آن را از بین می برد.
    نمی شود بدون کار و تلاش انتظار داشتن خانه ای امن را داشت و چون این فراهم نشد شب هنگام از سرما و بیماری در درگاه خدا تضرع و زاری کرده و صبح هم خوشحال و مسرور که دیشب حالی دست داد پس در مسیر حقیم.

  4. بهاءالدینی می‌گه:

    یکی از علمای قم گفته بود اگر دست من بود واجب می کردم که جوانان مسلمان بروند در سینما فیلم بازی کنند تا چهار نفر بی دین و نامسلمان نتوانند پشت دوربی سینما جولان دهند.
    و گفته بود اگر جوان تر بودم به جای درس حوزه می رفتم درس بازیگری می خواندم. چون کار فرهنگی برای اسلام در شرایط کنونی واجب تر است.

  5. مصطفی می‌گه:

    برسد به دست فرج الله سلحشور

  6. خسی در میقات می‌گه:

    برادر جان اینایی که گفتی چه ربطی به هم داره
    اگه یه بچه حزب اللهی کارکردان لایقی باشه اون خانم بازیگز هیچوقت به خودش اجازه نمیده پشت صحنه فیلم طور دیگه ای باشه و اگه این موضوع فراگیر بشه آروم آروم وضع سینما تغییر میکنه و میشه اجازه داد حتی حب اللهی ها هم وارد عرصه بازیگری بشن

    میثم رمضانعلی: حرف‌ خوبی زدین ولی به محتوای متن هیچ ربطی نداره؛ موفق باشید

  7. محمدرضا می‌گه:

    آقا دست درد نکنه.حرف دل ما رو زدی.من عاشق کارگردانی بودم و می توانستم کارگردانی بخوانم ولی عالم و آدم به یک کنکوری ۱۸ سال فشار آوردن که نهایتا شدیم مهندس عمران!
    حالا شروع کردیم به فیلم سازی با چند تن از دوستان.۴سال بیراهه رفتیم!اما ای کاش پدر و مادرها آنقدر که دلشان برای آینده فرزندشان می سوخت قدری هم برای اسلام دلشان می سوخت

  8. سلام علیکم
    موافق نیستم
    یه خانم حزب اللهی اگه قرار باشه توی همچین فیلمایی با همچین محتوایی بازی کنه که دیگه حزب اللهی نیست
    مثلا به عنوان مثال توی فیلم سعادت آباد
    خانوما توی جشن تولد شروع میکنن به آواز خوندن
    خب یه خانم حزب اللهی واقعا حاضر میشه این کارو انجام بده؟ اگه بده که دیگه حزب اللهی نیست
    البته این یه مثال سطحی بود
    خودتون جوانب دیگه رو در نظر بگیرید
    تا وقتی که محتوای فیلمها درست نشه و کارگردانی خوبی روشون صورت نگیره صرفا با حزب اللهی شدن بازیگرا کار درست نمیشه

  9. نیلوفر می‌گه:

    بهتره اول بگیم حزب اللهی ها کارگردان بشن ، وگرنه تا کارگردان حزب اللهی نباشه به قول شما رفتن ناموس حزب اللهی ها و خور حزب اللهی ها جلوی دوربین کارگردانی که به خیلی مسائل مذهبی بی توجهه اشتباه محضه !
    اصلا شرکت در چنین فیلمی ( از گریم ها و پوشش ها گرفته تا دیالوگ ها و محتوا ) با حزب اللهی بودن به شدتدر تناقضه !

  10. هـابـيـل می‌گه:

    […] متنی که پیش‌تر نوشتم، اگر چه آشفته، مثل ِ خیلی متن‌های دیگرم، حرفی داشت که شاید در گیر و دار ِ همان آشفتگی، کم‌تر شنیده شد. اگر چه بازخوردهایی که گرفتم، این‌چنین نبود و بسیاری، آن‌چه را بیان داشته بودم، گرفته بودند. اما برای برخی نیز، متن به مثابه‌ی پیش‌نهاد ِ بازیگر شدن زنان حزب‌اللهی برای بهتر شدن اوضاع سینما جلوه داشت. […]

  11. […] بکنند؟» دو مطلبی که در باره‌ی ما و سینما نگاشته بودم( ۱ و ۲ )، سه کامنت مفصل و به نظرم قابل تأمل داشت که فکر کردم […]

  12. گودزیلا می‌گه:

    شما حزب …. ها کی میخواین دست از سر کچل این ملت بردارین؟… ریشتو بزن بشین تو تاکسی از پایین شهر تا بالا برو ببین کی نیست که فحشتون نده… بهشت برای شما سزاوارتر است این دنیا را رها کنید… ؟>

  13. حسن می‌گه:

    سلام. واقعا به نکته درستی اشاره کردی فقط به نظرم نباید به بازیگر اشاره میکردی. مشکل ما این نیست که بازیگر چادری نداریم. مشکل اصلی ما این است که فیلمنامه نویس ارزشی کم داریم وقتی فیلمنامه خوب باشد قوی و ارزشی باشد حتما کار میشود.

    میثم رمضانعلی: مطالب تکمیلی رو هم بخونین که بعد از این ‌مطلب نوشته شده است تا شبهه‌ای که در ذهن دارید مرتفع شود

ثبت نظر

نام:

رایانامه:

متن: