یک: فعالیت در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی، اگر با نگاه جهان‌شمول هم‌راه نباشد، راه به جایی نخواهند برد. یعنی ترسیم ِ فعالیت در حوزه‌های مختلف انسانی و اجتماعی، بدون در نظر گرفتن جهان‌شمولی آن و درک آن توسط افرادی با ملیت‌های گوناگون، ترسیمی ناقص است و باعث خواهد شد تا آن نگاه، مسیر را حتی در ابعاد داخلی نیز به درستی نپیماید. تاکید بر ادبیات جهان‌شمول با نگاه به فطرت بشری، راهکاری‌ست که می‌تواند نه تنها در عرصه‌ی بین الملل، که در داخل نیز موثر افتد. چنان که ادبیات امام خمینی رحمه الله که هم‌گون ِ با همین قاعده بود، قابل فهم برای همه‌ی انسان‌های آزاده‌ی جهان و تاثیرگذار در ابعاد جهانی بود. هر چه، به نظر فعالیت‌هایی که جهان‌شمول نباشند، تا حد بسیار زیادی، ناقص و ابتر خواهند ماند. نگاه جهانی، یعنی نگاهی بر اساس فطریات، نگاهی منطبق بر مسائلی که محدود به یک منطقه، سنت و یا دین نبوده و مشترک در بسیاری از منطقه‌ها و ادیان باشد. نمادها و الگوهایش قابلیت عمومی‌سازی و جهان‌شمولی داشته و بر اساس مفاهیم خاص یک منطقه و یا یک دین ایجاد نشده است.

دو: چندین دهه است که جریان‌هایی مدعی در غرب فعالیت خود را آغاز کرده‌اند و بنای ِ خویش را در مفهومی با عنوان ِ کلی فمنیسم خلاصه دانسته‌اند. عنوانی که تعریف آن هر روز دشوار و دشوارتر می‌شود. چنان که گفته‌اند که هیچ تعریفی از فمنیسم کاملا رضایت بخش نیست؛ چرا که این واژه، مبهم و همواره در حال تغییر است و مکاتب فکری بسیار زیادی با دیدگاه‌هایی بسیار متفاوت وجود دارند که خود را فمنیسم می‌خوانند. این چنین است که فمنیسم خود را به یک «هدف در حال حرکت» تبدیل کرده و حیات خود را به این وسیله تجدید کرده و خود را از گزند انتقاد و نکوهش دور ساخته است. این چنین است که در ادبیات جهانی و در اذهان عموم، فمنیسم، جنبشی برای احقاق حقوق زنان خوانده می‌شود و در جهان‌بینی جدید، زنان انسان‌هایی شده‌اند که از طرف «طبیعت»، «مردان» و «دین» مورد ظلم واقع شده‌اند. و این نگاه برای همه قابل فهم و قابل مشابه‌سازی‌ست.

این نگاه جهان‌شمول در حالی‌ست که مکاتب مختلف فمنیستی، در گونه‌ها و دسته‌های مختلف، تعریف واحدی از عرصه‌ای که باید پیش پای زنان باز شود، ندارند و چه بسا که گونه‌های مختلف آن، در تضاد و در تقابل با یکدیگر به فعالیت می‌پردازند و مرزهای اختلافی جدی‌ئی دارند. چنان که «فمنیسم علیه فمنیسم» نه به یک احتمال، که به روندی جاری در فضای بین الملل بدل شده است. اما نمود ِ همگانی ِ آن، در یک راستا و در یک مسیر در حال حرکت است.

هرچه، ادبیات فمنیسم، ادبیاتی‌ست جهان‌شمول که قابل فهم و قابل برداشت در بسیاری از مناطق دنیاست و گاه کلیات نگاه‌های آن، توسط متفکران مناطق مختلف، بازتعریف و بومی شده و در عین هم‌جهتی با حرکت جهانی، قابلیت‌های مضاعفی برای اجرا در آن منطقه‌ را ایجاد می‌کند. حرکتی که بسیاری از مناطق و اشخاص را درگیر کرده و انگاره‌های خود را در ذهن بسیاری از اشخاص جا داده است. حرکتی که قابلیت مشابه‌سازی داشته و اشخاص مختلف در ملت‌های مختلف، آن را در قالب‌های هنری برای مردم خود عرضه کرده‌اند. این حرکت چنان فراگیر شده است که حتی نمی‌توان انتظار داشت که متخصصان ادیان مختلف و عالمان ایشان، حرف‌هایی تاثیرنیافته از موج‌های فمنیستی بزنند. وضع به گونه‌ای‌ست که گاه عالمان ِ دینی، در قالب ادبیات فمنیستی به سخن می‌آیند و انتساب‌شان به دین نیز، باعث می‌شود که مخاطب متوجه جنبه‌های فمنیستی آن نشود و حرف ایشان را حرف دین پندارد.

سه: حال، ما در کجای این زمین بازی قرار داریم؟ پرسش آن است که آیا ما ادبیاتی جهان‌شمول برای عرضه‌ی نگاه‌های اسلامی خود در موضوع زنان داریم؟ آیا نمادها و الگوهایی که در موضوع زنان قائل به آن هستیم و به نشر آن می‌پردازیم، جهان‌شمول هستند؟ و آیا قابلیت بازتعریف و مشابه‌سازی در ملل گوناگون را دارد؟ و اگر این‌چنین ادبیاتی نداریم، آیا تلاشی بر آن داشته‌ایم که با حداقل‌هایی، راه را برای آغاز تلاش برای ایجاد آن باز کنیم؟ ما چه مفاهیمی را در موضوع زنان فطری می‌دانیم؟ آیا «پاک‎دامنی و مبارزه با بی‎بندوباری جنسی»، «توجه به حجاب و پوشش دینی و مبارزه با برهنگی» به عنوان امور ِ فطری ِ مشترک در میان ادیان توحیدی هستند؟ آیا ادبیاتی که «تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن به عنوان محور اصلی آن» و توجه به نقش و اهمیت «جایگاه مادری برای زنان» از اهم موضوعات است، می‌تواند از محورهای مورد تاکید فطرت باشد؟ موارد، سوال‌ها و پاسخ‌هایی این‌چنینی نیاز به پیگیری دارد تا تدوین شده و ما را در این مسیر یاری کند.

این نوشته در زنان‌پرس

میثم رمضانعلی  |  ۲۲ مهر ۱۳۹۰  |  زنان  |   3 نظر


  1. پلاک68 گفت:

    بسم رب الحسین…

    سلام علیکم….

    به یاری خداوند سایت پلاک۶۸ راه اندازی شد…..

    منتظر شما هستیم در پلاک۶۸….

    لینک های زیر آدرس سنگر های قدیمی پلاک۶۸ است…..

    http://www.pelake68.mihanblog.com
    http://www.pelake68.bloghaa.com

  2. با سلام خدمت دوست عزیزم آقا میثم
    آقا من یه سوالی این دوگوله رو قلقلک میده و میخوام از شما که تو این عرصه فعالیت دارید بپرسم و اون هم اینه که چرا به بهانه اینکه حقوق زنان داره پایمال میشه انواع و اقسام همایش ها فراکسیون ها و جلسات تشکیل میشه و فضای عمومی جامعه براش جا افتاده که زنان حقوقشان روز به روز رو به اضمحلال و نابودی است و از اون طرف هم صدا و سیمای ما به بهانه های مختلف و به طرق مختلف سعی میکنه شرافت مردان رو به کثافت بکشونه مثلا مردها همیشه یا معتادن یا دو زنه به نظر شما حرکت و جریان صورت گرفته مردان رو به اینجا نرسونذه که کم کم باورشون شده هرچی بهشون نسبت میدن انگار واقعا هستن و از طرفی زنها به بهانه دست یابی به بهانه حقوق از دست رفته شان با گرفتن جایگاه اجتماعی مردان به زنان مرد نما تبدیل شدند هیهات هیهات که شیوه و روش معصومان یادمان رفته و یادمان رفته که علی (ع)مسول خارج خانه و کار در خارج خانه و فاطمه (س)مسول رسیدگی به بچه ها و امور خانه بود به نظر من این یعنی تربیت اسلامی
    با حق

  3. رامین مهرآیینی گفت:

    عنوان مقاله :
    مرگ مرد
    نگارنده :
    رامین مهرآیینی

    دعوی ما در این وادی اینست که مردان حقیقی مرده اند و مردان مدرن جای آنها را گرفته اند ؛ براستی مردان مدرن چه کسانی هستند ؟ و چه ویژگی هایی دارند که آنان را از مردان حقیقی متفاوت کرده است ؟ در پاسخ باید گفت به نظر می آید مهمترین ویژگی مردان مدرن این باشد که آنان مردان را با زنان برابر و همسنگ می دانند. در واقع مردان مدرن کسانی هستند که شان و شرف مردانگیِ مرد را با یک زن برابر می دانند . این برابر دانستن مردان با زنان ، مهمترین ویژگی یا بهتر بگوییم مهمترین رذیله مردان مدرن و نیز از مهمترین علل سقوط و فروپاشی خانواده در دوران جدید می باشد . زیرا اساس خانواده بر مرد و پدر به مثابه رییس خانواده استوار است و خانواده ای که مرد در آن رییس نباشد و حرف آخر را نزند خانواده ای از هم پاشیده و آشفته است ( البته رییس بودن مرد به معنای ستمگر بودن و بی اعتنا بودن به زن و فرزند و یا ظلم بر آنها نیست بلکه به معنای تصمیم نهایی را گرفتن است ) بهترین شاهد مدعای ما خانواده های غربی می باشند که چون زن و مرد و پدر و مادر هم شان و هم منزلت شده اند خانواده دچار اختلال و از هم پاشیدگی شده است ؛ علاوه بر آنکه پدر چون خود را فراتر و مسلط بر زن و فرزند خود نمی شمرد در نتیجه فساد اجتماعی نیز گسترش یافته چرا که پدر اگر خود را برتر از مادر و فرزندان خود بداند آنها را ناموس تلقی کرده و مراقب و ناظر اعمال آنان خواهد بود ولی وقتی که آنان را هم قدر و هم منزلت خود پنداشت دیگر آنان را ناموس تلقی نخواهد کرد و آنان را برای هر کاری که می خواهند بکنند آزاد خواهد گذاشت ( ناموس داشتن و غیرتمند بودن اساسا به معنای تسلط مرد بر زن است ) برتری مرد بر زن موجب مهار زن شده و راه فساد و فحشا را بر او می بندد . به قول یک ضرب المثل کهن فارسی : ” سگ اگر بی صاحب باشد بهتر است تا زن بی صاحب باشد” .
    البته مرد این حق و امتیاز را دارد که در صورت رضایتِ زن اول ، زنان دایم یا موقت دیگر اختیار کند و این حق و امتیاز به علت برتری مرد بر زن به او داده شده است و این امر موجب کاهش خیانت مرد به زن خواهد شد زیرا مرد اساسا لذت طلب تر و تنوع طلب تر از زن است و اگر این خواسته او به طور معقول و مشروع کنترل نشود خیانت و فساد و فحشا جامعه را خواهد گرفت کما اینکه در غرب چنین شده است . ( در اینجا توجه به این نکته ضروری است که ازدواج موقت برای زنان نیز مشروع است و آن زنانی که تنوع طلب تر و گرم مزاج ترند می توانند تنوع طلبی و گرم مزاجی خود را با انجام ازدواج موقت بجای ازدواج دایم ارضا کنند ، هر زن با احتساب مدت عدت می تواند سالی ۷ بار ازدواج موقت کند ) .
    وجود مردان مدرن نه تنها خانواده را در ورطه فساد و نابودی انداخته ، در جامعه نیز عوارض مختلفی همراه داشته است به راستی همیشه برای من مساله بوده است که چطور مردانی هستند که حاضرند با یک زن همکار باشند ؟ و گاه از آن خفت بارتر حاضرند زیر دست یک زن ناقص العقل کار کنند ؟ براستی خفت و خواری ای برای یک مرد بیشتر از این خواهد بود که با زنی حقیرالوجود همکار باشد و یا زیر دست او کار کند ؟ ( من هر وقت تصور می کنم که همکار یک زن باشم یا زیر فرمان زنی کار کنم حال تهوع بهم دست می دهد خدا مرا از چنین خواری ای بر کنار دارد ) به هر حال این ویژگی مردان مدرن است که مردانگی مرد را هم شان و هم منزلت و حتی گاه پایین تر و پست تر از زنانگی زن بشمارند و هر وقت پایش بیفتد چاپلوسی زنان را نیز بکند و این مساله در تاریخ کم سابقه بوده است.
    مردان مدرن وجودشان با حقارت و رذالت عجین شده حقارت و رذالت دو ویژگی بارز مردان مدرن است . مردانی که حاضرند زیر دست و همکار زنها باشند و از آن حقارت بارتر و رذیلانه تر حاضرند با زنان دوستی کنند ؟ به راستی دوستی چه معنا دارد ؟ دوستی در واقع معنایش برابری و هم شانی دو فرد با هم است که بنا به دلایلی به هم می پیوندند و رفاقت می کنند . اما آیا واقعا زنان هم شان مردان هستند که دوستی با آنها روا باشد ؟ به راستی حتی اگر دوستی زن و مرد از لحاظ اخلاقی و از نظر ادیان ابراهیمی نیز روا بود آیا مردان حقیقی حاضر بودند که خود را آنقدر کوچک و خوار کنند که با وجودی مثل زن ، دوستی نمایند ؟
    آیا دوستی زن و مرد ، شرافت و مردی و مردانگی را زیر سئوال نمی برد ؟ آیا دوستی زن و مرد غرور مرد را له و لجن مال نمی کند ؟
    با زن فقط باید ازدواج کرد خواه ازدواج دائم خواه ازدواج موقت زیرا ازدواج به معنای برتری مرد بر زن است و واقعا هم مرد بر زن برتری دارد ؛ در حالیکه دوستی به معنای هم شانی زن و مرد است . ( البته ازدواج در صورتی به معنای برتری مرد است که مرد سنی بیشتر و سوادی بالاتر و منزلت اجتماعی فراتر از زن داشته باشد وگرنه ازدواج هایی که به تازگی مد شده که یک سلسله مردِ حقیر می روند دختری سن بالاتر و با سوادتر و دارای موقعیت و منزلت اجتماعی و شغلی والاتر از خود را می گیرند ؛ چیزی جز افزایش حقارت مرد در برابر زن در جامعه و افزایش حقارت پدر در برابر مادر در خانواده به تحفه نمی آورد. )
    متاسفانه مردان مدرن نه تنها شان و شخصیت خود را از دوستی با زنان ناقص العقل منزه و مبرا نمی دانند بلکه دایم به چاپلوسی زنها می پردازند و مرتب می گویند که حقوق زنان ضایع شد و برابری زن و مرد باید باشد و… این مردان پست فطرت این حرفها را نه برای درست بودن یا غلط بودن آن می زنند و نه توجه دارند که برابری زن و مرد چیزی جز افزایش فساد و فحشا در جامعه و فروپاشی کانون خانواده در پی نخواهد داشت ؛ بلکه این حرفها را می زنند تا پیش زنها دمی تکان داده باشند و خود شیرینی ای کرده باشند و بتوانند با این کارها کنار زنها بلولند و موس موس کنند تا مگر زنهای مدرن توجهی به آنها کنند و برایشان استخوانی ( یعنی رابطه جنسی ) بیاندازند.
    مردان مدرن موجودات رذلی هستند که خود را امروزی و روشنفکر می دانند آنها دیگر نجابت و عفت و شرافت و حجب و حیا برایشان بی معنی و حتی مضحک و ابلهانه است؛ زیرا آنها خواهرانشان را مشاهده می کنند که هزار قلم آرایش کرده برای هرزه گردی و احتمالا دیگر کارها بیرون می روند ولی به آنها هیچ نمی گویند . زمانی اگر به کسی می گفتی خواهر فلان یا خواهر بهمان ، خودش را می کشت ولی امروزه بسیاری از مردان مدرن ، خواهر فلان و خواهر بهمانند ولی ککشان هم نمی گزد نه تنها نمی گزد بلکه افتخار هم می کنند که خواهری روشنفکر و غیر امل و امروزی ای دارند که باعث شده برادرشان در کوچه و محله محبوب القلوب شود آنها اگر پیش بیفتد با دوست پسرهایِ خواهرشان چایی می خورند و دوستی می کنند و از آنها به خاطر رابطه با خواهرشان تشکر و قدردانی می کنند . مردان مدرن و روشنفکر خود قوادی ناموسشان را می کنند و آن را نشانه تمدن و پیشرفت می شمارند و به مردهایی که هنوز غیرت و ناموس پرستی در وجودشان هست به دیده عقب افتادگی و توحش می نگرند.
    واقعا حال عجیبی است حال این مردان مدرن آنها نه تنها از خواهر فلان و بهمان داشتن رضایتمندند و آن را نشانه پیشرفت و تمدن می دانند بلکه از اینکه زنِ فلان و بهمان هم داشته باشند استقبال می کنند به نظر آنها مهم نیست زنشان قبلا چه کرده و چه نکرده و بکارت دارد یا ندارد ، بلکه مهم آنست که از این به بعد به آنها وفادار بماند البته اگر هم بعد از ازدواج پیش بیاید که تحریک شوند و کاری هم بکنند ، چندان مهم نیست زیرا بالاخره آنها هم آدمند و دل دارند و باید از زندگیشان لذت ببرند و رضایت داشته باشند . مردان مدرن ، مردانِ روشنفکرِ بزرگی هستند که حال و روز آنها و مقام و منزلت و آزادگی ِآنها فراتر از بیان و توصیف است. آنها افراد بخشنده ای هستند که زنهاشان را صد قلم آرایش می کنند ، لباس تنگ و بدن نما که تمام ریز و درشت بدن را بیرون می ریزد به تنشان می کنند و راهی محیط کار و ادارات و کوچه و خیابان و دانشگاه می کنند این جور مردها از اینکه می بینند مردان دیگر با دیدن زیباییِ زنهای آنها هوسی می شوند ، به شدت خشنود شده و از اینکه چنین زنی دارند احساس غرور و افتخار می کنند . امروز زنِ فلان کاره و بهمان کاره داشتن نشانه روشنفکری و تجدد است . امروز زن هرزه گرد و خیابانی و بازاری داشتن که قبلا دوست پسر داشته و از این راه مردان را خوب شناخته نشانه تمدن و پیشرفت است ، امروز زن کارمند داشتن نشانه روشنفکری است زنهایی که معلوم نیست بعضی از آنها در محیط کار خود چه می کنند و یا چه نمی کنند ( البته تنها بعضی از آنها ) .
    براستی مردانِ مرد ، مُرده اند. مردان امروز دوست دارند زنانشان سر کار بروند برایشان پول بیاورند و دستشان تو جیب زنشان باشد تا بتوانند با پول آنها بهتر و بیشتر مصرف کنند و زندگی تجملی و لوکس تری داشته باشند و با اینکار در جامعه مصرف زده که همه اقشار پست فطرت آن ، بر سر مصرفگری و تجمل پرستی مثل سگ ها روی سر و کول هم می ریزند ، جلو بیفتند ولو اینکه زنشان گاهی مواقع مجبور باشد برای حفظ کار و شغلش ، خلاف اخلاق و شرف کاری بکند .( آمار رو به گسترش تجاوز به زنان در محیط های کاری و اداری که توسط جامعه شناسان و روانشناسان ارائه می شود حاکی از همین مساله است علاقه مندان برای اطلاع بیشتر به پژوهش های دکتر محمود گلزاری مراجعه کنند ) . این جور مردها آنچه برایشان اهمیت شایان دارد پول درآوردن بیشتر و مصرف کردن بیشتر است ، و دیگر به پایان و عاقبت راهی که در پیش گرفته اند ، کاری ندارند و این هم ناشی از غلبه روح زنانگی در آنانست . به قول مولانا :
    فضل مردان بر زنان ای بوشجاع نیست بهر قوت و کسب و ضیاع
    ورنه شیر و پیل را بر آدمی فضل بودی بهر قوت ای عمی
    فضل مردان بر زن ای حالی پرست زان بود که مرد پایان بین ترست
    مرد کاندر عاقبت بینی خمست او ز اهل عاقبت چون زن کمست
    گرچه بعید می دانیم این حرفها به گوش مردان مدرن که تنها شکمشان و زیر شکمشان برایشان مهم است ، برود ؛ به قول مولوی :
    چون حقیقت پیش او فرج و گلوست کم بیان کن پیش او اسرار دوست
    به هر روی مردان مدرن نه تنها خواهران و زنان خود را برای هرزگی آزاد می گذارند بلکه دختران خود را نیز چنین می کنند آنها دختران خود را به بهانه درس خواندن و پیشرفت کردن به دانشگاههای دور از خانه و خانواده در ایران و حتی خارج از کشور می فرستند و به اینکه بعضی از آن دخترها در خوابگاه چه همجنس بازی ها که نمی کنند و یا شبها را با چه پسرهای اوباشی سپری نمی کنند ؛ توجهی ندارند. آنها نمی دانند یا بهتر بگوییم نمی خواهند بدانند فرستادن دختر که در شور شهوت است به شهرهای دور که نظارت خانواده و محله و اقوام بر آنان نیست چه عواقبی دارد . مردان رذلِ مدرن یا بهتر بگوییم زنان خایه دار ، آبِ دهان و دماغ زنان و دخترانشان هستند آنها میل زیادی دارند که دخترانشان را دیر شوهر بدهند ( چون دخترانشان می خواهند با دیر ازدواج کردن آزادنه تر به فلان کار و بهمان کار بپردازند بنابراین پدران خود را با بهانه های واهی خر کرده و مردها و پدرهای بی شخصیت و باباهای ببو و یا به قول دکتر شریعتی پاپاهای پپه هم خر شده و تابع آنها می شوند ) برای آنها اهمیتی ندارد این دیر ازدواج کردن چه عوارض و چه فواحش و چه کثافت کاری هایی بدنبال دارد . اگر به این جور مردهایِ زن ذلیل و زن پرست ، بگویی از سعادت مرد این است که دخترش در خانه پدر حیض نبیند. یک شکم سیر بهت می خندند و تو را امل و متحجر می خوانند . آنها اگر خرده غیرتی به خرج می دهند این است که به دخترانشان توصیه می کنند از عقب رابطه برقرار کنند و نه از جلو ، تا پرده بکارتشان در جامعه سنتی و عقب افتاده ایران برای ازدواج حفظ شود و البته آن دخترها هم واقعا به حرفشان گوش می دهند!!! ( متاسفانه دختران مدرن و متمدن امروزی ، برایشان اهمیت پرده اتاقشان بیشتر از پرده بکارتشان است ، همین امر است که در سالهای اخیر موجب شده بکارت مصنوعی چینی با حجم نسبتا زیاد وارد کشور شود و اعمال جراحی ترمیم بکارت هم شیوع یابد و تازه این برای خانواده های نیم مذهبی است وگرنه خانواده های روشنفکر و مدرن که اصلا بکارت مکارت برایشان مهم نیست چه برای خواهرشان چه برای همسر آینده شان )
    مردان مدرن ، مردان مطبوع زنانِ بدکاره هستند و این جور زنها خیلی دوست دارند با مردان مدرن ازدواج کنند زیرا بی شخصیتند زیرا بی شرفند زیرا بی همه چیزند زیرا همانطور که گفتیم آبِ دهان و بینی زنشان هستند زیرا زنشان را برای فاسق گرفتن آزاد می گذارند و اذیتشان نمی کنند ( این مطلب را در خبری خواندم خبر این بود زنِ شوهر داری ، توسط فاسقش به قتل رسیده بود و شوهر ِزن در دادگاه گفته بود که زنش را آزاد گذاشته بود تا اذیت نشود ) این جور مردها اصلا بد دل نیستند ( “بد دلی” اسمی است که زنان روشنفکرِ بدکاره و ماچه سگهای فمنیست به “غیرت” داده اند ) خلاصه مردان مدرن خیلی خوبند ، خیلی روشنفکرند ، خیلی آقایند ، خیلی لارجند؛ البته از نظر زنان متمدن ِ لکاتهِ بی در و پیکر . البته این را هم بگوییم که گرچه آنها خواهر و دختر و زن خود را آزاد می گذارند و دوست دارند آنها افراد مختلف را تجربه کنند تا مردها را بهتر و بیشتر بشناسند ، اما خودشان هم موجودات پستی هستند که برای رسیدن به شاشدانِ زن ها حاضرند تن به هر رذالت و دنائتی بدهند حتی حاضرند زن خود را با زن دوست و رفیقشان عوض کنند تا زنی جدید را به اصطلاح خود فتح کنند. ( گسترش روابط جنسی ضربدری و تعویض همسر در محیط اجتماعی و قبح زدایی که از آن در شبکه های ماهواره ای و محیط مجازی می شود بهترین دلیل ماست ) دیگر اگر برای آنها بخوانی :
    برای یک دمه شهوت که خاک بر سر آن زبون تن شدن آیین شیرمردان نیست
    کلی بهت می خندند و مسخره ات می کنند . مردان مدرن مردانی هستند که در خانه نشسته اند و در اوقات فراغت فیلمِ مستهجن و کثیف تماشا می کنند آنهم همراه زن و دخترشان و نمی دانند یا نمی خواهند بدانند که این کار آنها تا چه حد زن و دخترشان را تحریک می کند و آنها را به کارهای خلاف عفت وا می دارد . این احمق ها نمی فهمند همانقدر که اینها تحریک می شوند زن و دخترشان هم تحریک می شود . مردان مدرن تمام فکر و ذکرشان در شهوت خلاصه می شود و اینکه چگونه بتوانند سکس بهتر و بیشتری داشته باشند ؛ به قول مولوی :
    جز ذکر نی فکر او نی ذکر او سوی اسفل برد او را فکر او آنها اگر پا دهد به خواهر زاده و برادر زاده و حتی خواهر و مادر خود هم تجاوز می کنند.( لازم است بدانیم در سالهای اخیر زنای با محارم به شدت افزایش یافته که هر از چند گاهی برخی از آنها در صفحه حوادث روزنامه ها و برخی سایت ها منعکس می شود ) در واقع مردان مدرن سگهایی هستند که سکس آنها را از خود بیگانه و الینه کرده است کسی که صبح تا شب توسط ماهواره با تبلیغاتی از قبیل : داروهای افزایش میل جنسی و راه بلند کردن و افزایش طول آلت تناسلی مرد راه تنگ کردن آلت تناسلی زن و فیلمهای مزخرف و نکبت بار پورنو و هزار کوفت و زهر مار دیگر بمباران می شود طبیعی است که دیگر به مادر و خواهر خود هم رحم نکند حال چه برسد به زن دایی و زن عمو و زن همسایه و زن همکار و دختر همکلاسی و …
    از دیگر ویژگی های مردان مدرن که متاثر از دیدن فیلم های سکسی و نیز تامل شبانروز به سکس است ( روزها فکر من این است و همه شب سخنم ) علاقه آنها به نقل کردن و تعریف کردن جوکهای سکسی و بی غیرتی است آنها با نقل جوکهای سکسی و بی غیرتی که قهرمان آنها یک مرد رشتی و زنش هستند می کوشند به تدریج اندک قبحی که هنوز بی ناموس بودن دارد ، هم برای خودشان و هم برای دیگران بریزند و بزدایند و نابود گردانند و بی غیرتی را کاملا تئوریزه کرده و جا بیاندازند .
    مردان مدرن دیگر دنبال عفت و نجابت زن نیستند بلکه دنبال زنانی می گردند که به قول معروف امروزی و روشنفکر باشند ( البته خود آنان هم کسانی هستند که به دخترها و زنهای زیادی تجاوز کرده اند و در واقع علت حقیقی بی غیرتی و روشنفکریشان هم همین است . در واقع می خواهند با آزاد گذاشتن و آزاد دانستن زن و دختر و خواهر و دفاع از حقوق و آزادی آنها قبح گناهان کثیف خود را به نزد نفس خودشان از بین ببرند و به نوعی آنرا عادی و طبیعی و حق طبیعی و ذاتی هر کس جلوه دهند ولی آنها نمی دانند که با انجام گناهان مکرر یا اجازه انجام آن به زن و دختر و… از قبح گناهشان به نزد خداوند و خود واقعی و وجدانشان کم نمی شود) مردان مدرن بی حمیت هایی هستند که همانطور که گفتیم از اینکه می بیینند وقتی با زنانشان داخل مجلسی یا مغازه ای می شوند و چشم همه روی اندام زن آنها که از لباس بدن نمایشان بیرون زده زوم می شود احساس عزت و سر بلندی و غرور می کنند .
    از دیگر ویژگی مردان مدرن یا همان زنان خایه دار زن صفت بودن آنهاست یعنی دیگر اخلاق های مردانگی مثل سخاوت و بخشندگی و روراستی و صداقت به هیچ وجه در آنها وجود ندارد و مانند زن پست و حقیرند البته از نکات تناقض آمیز و عجیبِ مردان مدرن این است که اگر از آنها یک خودکار بخواهی یا حتی یک لیوان آب بخواهی نمی دهندت ، اما اگر زنشان را بخواهی دو دستی تقدیمت می کنند اگر بعضی هاشان هم برای فلان کار تقدیم نکنند حتما برای دیدن و لذت بردن تقدیم می کنند (صبح تا شب در خیابان زنهایی به چشمت می خورد که اندامشان را از داخل مانتو بیرون انداخته اند و یک نره خر به اسم شوهر یا برادر نیز به همراه دارند ) البته اگر برآنها اسم و نام و عنوانِ زن فلان یا خواهر بهمان و… را بگذاری ناراحت می شوند ولی از عمل و کار فلان و بهمان کاملا رضایت دارند و خشنودند ( در مثنوی مولوی داستانی است به این مضمون که روزی لوطی ای ، پسر بچه ای را برای لواط به خانه می برد و دخول می کند و هنگام دخول خنجری در کمر پسرک می بیند از او می پرسد که این چیست ؟ می گوید : خنجری است که همیشه همراه خود دارم تا اگر کسی در مورد من فکر بد کرد و یا سوءظن داشت و حرف بدی زد شکمش را بدرم لوطی در حالیکه رویش عقب و جلو می کرد گفت خدا را شکر که من در حق تو هیچ سوءظن و فکر بد و حرف بدی ندارم ) اما به هر حال حقیقت این است که آنها واژه ها را عوض می کنند نمی گویند ما زن فلان و بهمان داریم ؛ بلکه می گویند ما زن مدرن و امروزی داریم و با این تغییر واژه دل خودشان را تسلی می دهند و به خودشان و زنشان یا خواهرشان یا مادرشان و…. که همه روشنفکرند مباهات می کنند .
    مردان مدرن ویژگی دیگری دارند و آن این است که کاملا مطیع و سرسپرده زنان مدرن هستند و به راحتی زیر یوغ این ماچه سگهای فمنیست می روند و آنها را خانم خود می شمارند در حالیکه در دنیای جدید و امروزی حتی زنان نیز دیگر حاضر نیستند مطیع مردها شوند و زیر یوغ مردها بروند و آنها را آقای خود بشمارند ، حال چه شده است که مردها به این خفت و خواری تن می دهند و سلطه زنهای سلیطه را می پسندند و می پذیرند جای بسی تعجب و تامل دارد !
    مردان مدرن همچنین کاملا زن صفتند یعنی اینکه اهل دودوزه بازیند یعنی عین یک مرد حقیقی رو راست و صاف و صادق نیستند یعنی جلویت یک جور رفتار می کنند و پشت سرت یک جور دیگر یعنی روبه رویت می گویند و می خندند اما در همان حین اگر مجال یابند خنجر را تا دسته در پهلویت فرو می برند. مردان مدرن ظاهرا مبادی آداب و جنتلمن و با شخصیت و بانزاکتند ولی باطنا از هیچ کاری برای ضربه زدن به فرد مقابلشان و رفیقشان یا رقیبشان کوتاهی نمی کنند . جالب این است این مردان مدرن ریاکاری را مذمت می کنند و اگر فردی کمی نمازش را طول دهد یا به ظاهر دروغ نگوید و غیبت نکند و یا محاسن بگذارد و روزه بگیرد از نظر آنان ریاکارست ( در حالیکه این نوع ریاکاری اساسا به آنان و هیچ کس دیگر مربوط نمی شود چون اعمالی است بین بنده و خدا و اگر کسی هم بخواهد در مورد ریایی یا اخلاصی بودن عمل آنان نظر دهد تنها خداست و نه هیچ کس دیگر ) ولی خود این مردان مدرن ، که به انواع خصایص زنانه مثل مارموز بودن و از پشت خنجر زدن و غیبت و بدگویی و سخن چینی کردن و زیر آب زنی و… آراسته اند و به معنای واقعی کلمه پوفیوزند ، ریاکار نیستند!؟ و یا زنان بدکاره و هرزه شان که خود را با انواع و اقسام آرایش زیباتر از آنچه هستند نشان می دهند ریاکار نیستند !؟ ( به هر حال آرا و ویرا کردن هم خود نوعی ریاکاری است زیرا خودت را به گونه ای جلوه گر می سازی که در حقیقت نیستی ) .
    به هر تقدیر از دیگر ویژگی های مردان مدرن این است که از زنهای با عفت و مرد ندیده کلا و کاملا بیزارند از نظر آنان زن ایده آل ، زن ماچه سگی است که با مردهای مختلف بوده آنها را تجربه کرده و مردها را خوب شناخته است و در واقع متمدن و امروزی است و روابط عمومیشان هم بالا و قوی است. ( چندی پیش در وبلاگی خواندم که فردی گفته بود به هیچ وجه حاضر نیست با یک باکره که مردها را نمی شناسد ازدواج کند ) البته مردان مدرن اگر کمی شرف برایشان باقی مانده باشد باید مراقب باشند که اگر زن ِمدرنشان برایشان بچه ای بدنیا آورد آن بچه واقعا مال خودشان باشد ؛ نه حاصل هم خوابی وی با پسر خاله و پسر دایی یا برادرِ شوهر یا پدرِ شوهر و یا هر مرد غریب و آشنا دیگر ( برای این منظور می توان از آزمایش دی . ان . ای استفاده کرد ضمنا من این مطلب را بر اساس مطالعه وبلاگهای دختران و زنان و دیگر گزارشات می گویم حال اگر نمی خواهند مراقب باشند ، خود دانند به کسی ربط دارد ) مردان مدرن در یک کلام هرزه هایی هستند که دنبال هرزه ها می افتند « الخبیثات و للخبیثین والخبیثون للخبیثات ؛ معنی : زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید » و این هرزه ها اهل و عیال خود شان هستند .
    ( به قول مولوی : هر که با اهل کسان شد فسق جو اهل خود را دان که قوادست او )
    دیگر ویژگی مردان مدرن که موجب شده آنها را زنان خایه دار بنامیم ، صورت و سیمای ظاهری آنان است مردان مدرن صورتی شبیه زنان دارند یعنی ریش و سبیل که وجه ممتاز کننده مرد از زن است در صورت آنها ریشه کن شده و آنها به شدت مراقبند که چیزی از محاسن در رخساره شان پدیدار نشود البته نداشتن محاسن ، تنها وجه شبهات مردان مدرن به زنان نیست بلکه از وجوه دیگر شباهت آنان این است که بسیاری از مردان مدرن آرایش نیز می کنند یعنی کرم سفیدکننده می زنند ، گاهی خط چشم می کشند ، بعضی وقتها زیر ابرو بر می دارند و برخی مواقع رژ لب هم می زنند .( این است حال و روز مردان مدرن و پدران خانواده ) . واقعا مردی که صورت خود را به گونه زنان می آرید آیا می تواند سیرتی همچون مردان واقعی داشته باشد ؟ در واقع مساله اساسی همین است وگرنه محاسن نداشتن ظاهری آنان جای ایراد جدی ما نیست به قول ضرب المثل کهن فارسی : ” برکنده ، بِه آن ریش که در چنگ زنان است” . اما ایراد اصلی ما در انگیزه ها و عوامل درونی این گونه چهره آرایی است که یکی از آنها میل به زن صفت بودن است که در برخی مواقع به میل به همجنس بازی منجر می شود ( همجنسبازی همیشه تاریخ بوده است اما به شکل فعلی آن که کاملا جا افتاده و قبح زدایی و تئوریزه شده و به صورت سبکی مقبول از زندگی درآمده کاملا جدید و بی سابقه است و این نیز ناشی از رایج شدن روح زنانگی بر مردان است ) همجنسبازی که واقعا از مشمئز کننده ترین امور دنیای مدرن و مردان مدرن است ، همانطور که بیان شد یکی از ویژگی های مردان مدرن است که بر اثر رسوخ روح زنانگی در آنان ایجاد شده است . البته من قصد ندارم از این عمل کثیف مردان زن صفت بیشتر بنویسم و مقاله خودم را بیشتر از این نجس کنم ( اگر در این مقاله بد و بیراه زیاد گفتم شاید از نظر عده ای قبیح بنماید اما اگر انصاف دهند تمام آنها عین حقیقت است و عین آن چیزی است که در فضای واقعی یا مجازی جامعه شاهد و ناظر آن هستیم . شرایط طوری شده که شیطان های انسی و جنی می کوشند با تغییر نام اعمال قبیح از آنها قبح زدایی کنند و این کاری است که سولون حاکم آتن انجام داد . سولون وقتی دید فحشا و روسپیگری در آتن به شدت گسترش یافته و قانون و مجازات هم دیگر جلودار آنان نیست ترجیح داد نام زنان روسپی را به معشوقه تبدیل کند و عمل فحشا و منکر را نیز با نام عشق بازی بنامد تا بدین وسیله در ظاهر جامعه را نجات دهد و در باطن صورت مساله را پاک کند و این کاری است که امروز نیز در ایران توسط عده ای دنبال می شود و زنان ِ بی در و پیکر و بدکاره و ماچه سگ فمنیست و نیز مردان بی غیرت و بی ناموس و زن صفت و زن خایه دار را با نامهایی چون مدرن ، متمدن ، با فرهنگ ، روشنفکر ، غیر امل ، متجدد ، امروزی و…. معرفی می کنند).
    به هر روی واقعا چقدر مشمئز کننده است که مردی به حدی رذل شود که به همجنسبازی دست بزند تهوع کار زمانی بیشتر می شود که بعضی این مردها همسر نیز دارند ولی با این حال خود همسر کس دیگری نیز هستند واقعا عنوان مرد زن صفت یا مرد شاشدان پرست بهترین صفت برای اینجور مردهاست .
    من نمی دانم دیگر چه باید بگویم و اساسا چه می توانم بگویم اما بعضی وقتها با خود فکر می کنم با این همه گناه و معصیت و فساد که بشرِ امروز می کند ، خصوصا فساد جنسی که سراسر عالم را فراگرفته است ، بیم فراوان هست که طوفانی مثل طوفان بزرگ که در همه ادیان و اقوام بشری سابقه دارد از آسمان نازل شود و ریشه همه این مفاسد زمینی را از بیخ و بن برکند امیدوارم پیش از آنکه توبه ما به درگاه خدا دیرو بی فایده گردد ، بشر در راهی که می رود تجدید نظر کند .

ثبت نظر

نام:

رایانامه:

متن: