تريبون ــ ما، هشته‌ی هشتاد و هشت را فراموش نخواهیم کرد. هشته‌ی هشتاد و هشت، هشت روز، پس از انتخابات ِ نفاق‌سوز است. ما، نخواهیم گذاشت این هشته به فراموشی سپرده شود. ما، روزها و شب‌های این هشته را یادآوری می‌کنیم و چاه ِ ویـلی را که فتنه‌گران در آن گرفتار آمده‌اند را عمیق‌تر می‌کنیم. ما کاری نمی‌کنیم که جهت و سمت و سوی ِ ماجراها، به حاشیه کشانده شود و ظلمی که بر نظام رفت، کوچک شمرده شود.

ما سالگرد و سالگردهای ِ این هشته را یادمان خواهیم گرفت و هر سال در این هشته، به خوش‌گذرانی سر خواهیم کرد. بس که هشت روز ِ سال ِ پیش حاطره‌های خنده‌آور بر جای نهاده است. بس که با رفقا، تفاله‌های در گلو مانده‌ی بر آمده از اعماق ظلمت و تاریکی را به چشم، مشاهده کردیم. بس که خندیدیم به سواد ِ کسانی که ادعای اجتهاد دارند و به شهریه‌دهی می‌پردازند. بس که بی‌بی‌چل با آن مصاحبه‌ی تاریخی خنداند‌مان و ما را یاد ِ نظام ِ قبیله‌گی انداخت که در آن هر طایفه، به اهل ِ خود رای می‌دهد.

ما هر سال را جشن می‌گیریم و پایکوبی می‌کنیم. پای‌مان را نیز بر دفینه‌ی اسلام ِ آمریکایی محکم می‌کوبیم تا آن خاخام‌های صهیونیست ِ پول‌دار یادشان باشد که سران ِ فتنه را خوب شناخته‌ایم و حضرات ِ نامزد ِ برگشته از ملت و جمهوریت را، سران ِ فتنه نمی‌دانیم و ردِّ آن‌ها را تا نزدیک ِ آن‌ها گرفته‌ایم.

جشن ِ ما، جشنی‌ست که همه در آن شرکت می‌کنند. چه آن رفیق ِ کرمانی که هیچ وقت طهران را ندیده و چه آن دوست ِ فرمانیه‌نشین که با سختی، هنوز مثل ِ بچه‌های جوادیه، صاف و صادق مانده است. جشن ِ ما، جشن ِ پایان ِ نفاق و دو رویی‌ست. جشنی‌ست بر آمده از یک آزمون ِ عالی، که به مدد ِ رسانه‌های غربی و غرب‌زده و به مدد ِ هوش و سواد کروبی و لجاجت‌های موسوی‌ رخ داده است. جشن ِ ما، جشن ِ آزادی‌ست از قید و بندهای عقلانیت ِ سکولاری که حلقه‌ی کیان دامن زد. جشن ِ ما، جشن ِ آزادی از خاندان‌سالاری و حزب‌سالاری‌ست.

ما در این هشته، به اندازه‌ی همه‌ی سی سال ِ گذشته‌ی انقلاب، به چشم، وازده‌گی‌ها را دیدیدم. ما به چشم ِ خویش دیدیم که چگونه می‌شود، زنی را روشن‌فکر کرد که تفکرش به ما قبل ِ قبل ِ جمهوری اسلامی تعلق دارد. ما به چشم ِ خویش دیدم که چگونه امکان دارد که کسی ملبس باشد و مثلن یار ِ امام بوده باشد و در عین ِ حال، به اندازه‌ی سال ِ اول ِ طلبه‌گی، عربی نداند. ما هنوز هم به چشم ِ خویش می‌بینیم که تکیه‌زننده‌گان بر مسندهای راهبردی، هنوز به این تشخیص نرسیده‌اند که فتنه‌ای بوده است و اتفاقی افتاده است.

ما، این هشته را هیچ‌گاه فراموش نخواهیم کرد. هشته‌ی هشتاد و هشت، هشته‌ی هر ایرانی‌ست. هشته‌ی کسانی‌ست که دچار توهم نشدند. هشته‌ی کسانی‌ست که عزیزان‌شان به دست ِ اراذل و اوباش زخمی و مجروح و شهید شدند و نتوانستند، این داغ را فریاد کنند.

ما فعالین فضای سایبری، این روزها را این‌چنین نام‌گذاری خواهیم کرد و در هر روزش، بنا به نام ِ آن روز، مطلب می‌نویسیم.

۲۳ خرداد؛ روز روشن‌فکرترین زن ایران

دختر ِ لرستان و عروس آذربایجان

۲۴ خرداد؛ روز ِ خود خس و خاشاک بینی

۲۵ خرداد؛ روز خشونت مسالمت آمیز

دلجویی از سطل آشغال‌های حادثه دیده

۲۶ روز بی‌بی‌چل

رسانه شمائید

۲۷ خرداد؛ روز آرای باطله

اهدای دکترای افتخاری زبان عربی به کروبی

۲۸ خرداد؛ روز مرگ بر چین و روسیه

ایضاً ترکیه و برزیل و کشورهای اسلامی و ۱۱۸ کشور غیرمتعهد ــ فقط آقامون آمریکا و انگلیس

۲۹ خرداد؛ روز جهانی بیانیه

رونمایی از بیانیه‌ی شونصدم میرحسین موسوی ـ ثبت بیانیه های موسوی در کتاب رکوردهای گینس

۳۰ خرداد؛ شهیدان زنده‌اند، ما را که کشتند

یادبود سعیده پورآقایی و ۷۲ شهید زنده‌ی زنده‌ی راه سبز امید

—————————-

براي اين‌كه صفحه سنگين نشود، پوستر نام‌روزهاي اين هشته در ادامه‌ي مطلب قابل دست‌رسي است

میثم رمضانعلی  |  ۱۹ خرداد ۱۳۸۹  |  سیاست  |   بدون نظر


ثبت نظر

نام:

رایانامه:

متن: